مورچگان افتاده باشد . تمام چهرهها نگران و گرفته است : تاتارها گروه گروه ، در حالى كه اسلحه حمل مىكنند ، به سوى يك مكانى مىروند . من از آنها سؤال كردم « عقبنشينى مىكنند ؟ » گفتند : « روسها به ما دستور دادهاند كه سلاحهاى خود را تسليم نمائيم : داريم آنها را به ارگ مىبريم . »
« من به بازار مىروم . نيمى از مغازههايى كه ديروز آنچنان چابك و چالاك به معامله مشغول بودند ، اكنون بستهاند . جمعيتى در اطراف يك مغازهء اسلحهسازى ، كه خنجر و شمشيرهاى سركج قديمى مىفروشد ، گرد آمدهاند . اكنون فقط سيدهايى اين شمشيرها و خنجرها را مىخرند كه مايلند در مراسم « 1 » . . . خود را متمايز سازند . مفهوم اين امر چيست ؟ بهنظر مىرسد روسها آمده و به اسلحهساز دستور دادهاند كه مغازهء خود را ببندد . مرد بيچاره با دشوارى از گريه كردن خوددارى مىكند .
« من با شما چه كار كردهام ؟ من بىسروصدا كار مىكنم ، به هيچكس آزارى نمىرسانم و سلاحهاى قديمى خود را مىفروشم . »
ايرانيها نگاه مىكنند ، در سكوتى عبوس غوطهورند و فقط گاهگاه آه برمىآورند . انسان به ياد آن تاتار ماكسيم گوركى در نمايشنامهء « در اعماق » مىافتد . « به كجا مىرويد ؟ » « به چه كسى مىگوئيد ؟ »
« نزديك بانك روسيه ، دو سرباز در حال كشيدن يك پرچم عظيم روس به سوى بازار هستند .
آنها به پشتبام مىروند و پرچم را بر فراز بازار نصب مىكنند ، همانند مردان انگليسى به هنگام كشف يك جزيرهء جديد . فقط در اين مورد ، اين كار آنچنان جنبهء نمايش دارد كه جنبهء بازدارنده و استراتژيكى . . . به سربازان گفته شده است كه در صورت شروع عمليات نظامى ، به سوى محلههايى كه پرچم روسيه بر فراز آنهاست تيراندازى نكنند . »
در سر يك چهارراه جارچى بازار ايستاده است ( در اينجا تمامى فرامين انجمن و حكومت از طريق جارچيها منتشر مىشوند ) و فرياد مىزند : -
« به فرمان عاليجناب اجلال الملك ، اعلام مىدارم كه از اين ساعت به بعد حمل اسلحه در اين محله ممنوع است . تمام سلاحهاى خود را به ارگ تسليم نمائيد . كسانى كه مسلح دستگير شوند تيرباران خواهند شد . »
« اجلال الملك بيچاره ! وى اين اقدام بيرحمانه را به اين اميد انجام داد . كه تا حدودى روسها را ، كه آنچنان بيرحمانه نسبت به وى سختگيرى مىكنند ، آرام كند . ديروز وى درخواست صريحى را
هامش
( 1 ) . در متن ترجمه شده اينجا خالى گذاشته شده است . من تصور مىكنم كه كلمهء حذف شده اشاره به مراسم عزادارى محرم براى حسين ، يعنى « عاشورا » يا خاصه « روضهخوانى » دارد .