خلعسلاح كسانى نمودند كه در خيابانها و بازارها اسلحه حمل مىكردند و همچنين جمعآورى اسلحه از مغازههاى اسلحهفروشى .
6 . در همان روز سربازان روسى 6 قبضه تفنگ ، 6 قبضه رولور و يك خنجر را از يك نگهبان سوارهنظام ايرانى ربودند كه جهت همراهى هيأت صلحى منصوب گرديده بود كه انجمن جهت آرام ساختن شهروندان مردند ، باكو ، سلماس و اروميه اعزام داشته بود ، و اين نگهبان در حال خروج از ساختمان محلّ نشست انجمن بود . و اين در حالى است كه سربازان سوارهنظام ايرانى داراى مجوز ، از سوى كنسول روسيه و ژنرال زنارسكى ، جهت حمل اسلحه ، بودند .
7 . همان روز حدود صد فشنگ از سيد محمد ، يك تفنگ و يك تپانچه رولور از آقابزرگ ، و يك خنجر از يك دلال به نام عابدين ، در بازار ربوده شد ، و خصوصا فرد اخيرالذكر تهديد شده بود كه در صورت امتناع از تسليم خنجر خود كشته خواهد شد .
8 . برخى روزها سربازان روسى در خيابانها و محلات دور از محلّ سكونت اروپائيان ( از قبيل محله « آقا جان آباد » ) ظاهر مىشدند . درصورتىكه عبور آنها از اين خيابانها هيچ مناسبتى نداشت .
9 . شب 19 ربيع الثانى ( - 10 مه ) گروه عظيمى از سربازان ، با نورافكن در محلهء ارمنستان گشت مىزدند ، و اين اقدام عليرغم حضور تعداد كافى از افراد پليس شهر در آن محله صورت گرفت .
10 . سربازان هنگام عبور از خيابانها و مغازهها با خوراكيهاى بقالىها و ديگر مغازهها ، كه نظرشان را جلب نمايد ، از خود پذيرائى مىكنند ، چنان كه اين امر ، به عنوان نمونه ، براى حسين بقال فرزند كربلايى تقى ، در محلهء « مهاد مهين » اتفاق افتاد .
11 . روز 26 ربيع الثانى ( - 17 مه ) يك اسكادران از قزاقها ، به همراه يك توپ ، چهار نعل و از گورستان « گاچنى » گذشته و يك مرد لال پير ، به نام محمد على فرزند آقا على بيگ ، را در زير پاى اسبهاى خود لگدمال كردند ، بطورى كه وى اكنون در بيمارستان در آستانهء مرگ قرار دارد .
12 . روز 24 ربيع الثانى ( - 15 مه ) به فرمان ژنرال زنارسكى ، سربازان وارد محلهء « خيابان » شده به پشتبام خانهها رفته و يك قبضه توپ را بر پشتبام يك نانوايى مقابل منزل باقر خان سوار نمودند و دو قبضه توپ ديگر را در خيابان كار گذاشته و با ديناميت شروع به انهدام سنگرها و ديگر وسائل دفاع نمودند . طى اين عمليات ، آنها سيمهاى تلگراف را نيز قطع كردند .
13 . بنا به گزارش نگهبانان شهر ، سربازان به روستائيانى هم كه وارد شهر مىشوند آزار رسانده ، كلاههاى آنها را از سرشان برداشته و آنها را مسخره مىكنند .
انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 263
مساهمون: ادوارد براون
ص٢٦٣