فصل هشتم : در ثروت اندوزى و زيانى كه بر مؤمن از اين ناحيه وارد مىشود
( 1 ) ( 1592 ) 1 - امام صادق عليه السّلام فرمود : هيچ مصيبتى بر بندهء مسلمان بالاتر از اين نيست كه ناگهان مالى به او برسد ( موجب خود فراموشى او گردد ) ، و از اين بدتر اينكه برادر مؤمنش نزد او آيد و تقاضاى ازدواج و پيوند خويشاوندى نمايد ، او بگويد : نه ، من از تو بىنيازترم .
( 2 ) ( 1593 ) 2 - امام صادق عليه السّلام فرمود : براى بندهء مسلمان چيزى پر ضررتر از مالى كه به دست مىآورد نمىباشد ، و كمتر از آن اينكه كسى براى خواستگارى نزد او آيد كه يا از او بهتر باشد يا از نظر دين مانند او باشد ، او جواب ردّ دهد و بگويد : چون مال ندارد دخترم را به او نمىدهم .
( 3 ) ( 1594 ) 3 - امام صادق عليه السّلام فرمود : هر كه علاقهاش به دنيا بيشتر باشد ، حسرتش هنگام ترك دنيا بيشتر است .
( 4 ) ( 1595 ) 4 - امام باقر عليه السّلام فرمود : در زمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله يكى از اصحاب صفّه كه شخصى فقير و با ايمان و عابد و بسيار محتاج بود ، و هميشه هنگام نماز ملازم رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بود و از ايشان جدا نمىگشت ، و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله هم وقتى به احتياج و عزّت نفس او توجّه مىكرد دلش مىسوخت ، روزى به او فرمود : اى سعد ! اگر چيزى به دستم رسيد تو را بىنياز مىكنم . جبرئيل بر او نازل شد و دو درهم به حضرت داد و گفت : اين دو درهم را به او بده و امرش كن كه با آنها تجارت كند و با روزى خدا زندگى كند ، سعد دو درهم را گرفت ، بعد از اينكه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نماز ظهر و عصر را خواند ، فرمود : اى سعد ! برخيز و به دنبال روزى برو ، من نسبت به حال تو غمگينم ، سعد به طرف تجارت رفت ، و چيزى را به يك درهم نمىخريد مگر اينكه آن را به دو درهم مىفروخت ، و به دو درهم نمىخريد جز آنكه آن را به چهار درهم مىفروخت ، دنيا به سعد رو كرد به حدّى كه مال و اموالش بسيار شد و تجارتش رونق گرفت ، و نزديك مسجد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله دكّانى