( 1 ) ( 1591 ) 43 - امام صادق عليه السّلام فرمود : حضرت مسيح عليه السّلام به همراه اصحابش از زمينى خشك و بىآب و علف عبور مىكرد ، نظرش به مالى بدون صاحب و رها شده افتاد ، رو به اصحابش نموده و فرمود : اين مرگ است ، از آن بگذريد ، اصحاب به غير از سه نفر از آن گذشتند . آن دو به يك نفرشان گفتند : به اين شهر نزديك برو و براى ما غذايى بخر كه ما گرسنهايم ، تا وقتى برگشتى مال را بين خود تقسيم كنيم . چون آن مرد رفت ، يكى از آن دو به رفيقش گفت :
فلانى ، اگر مال بين من و تو تقسيم شود بهتر است ، مرد در حالى كه براى خريد غذا به بازار مىرفت با خود گفت : اگر اين مال براى خودم تنها باشد مطلوبتر است ، و قصد كرد كه سمّى بخرد و در غذا بريزد ، اين كار را كرد و با غذا به طرف آن دو برگشت ، چون آن دو او را ديدند به رويش جهيدند و او را كشتند ، و هر دو شروع به خوردن غذا كردند ، هنگامى كه غذا وارد معدهء آنان شد آن دو نيز مردند ، حضرت عيسى عليه السّلام بار ديگر از همان محل بازگشت ، بالاى سر مال ايستاد در حالى كه دست نخورده بود ، و آنان اطرافش افتاده بودند ، فرمود : به شما نگفتم اين مرگ است ، از آن بگذريد ؟
مشكاة الأنوار في غرر الأخبار (فارسى) — صفحة 575
مساهمون: علي بن الحسن الطبرسي
ص٥٧٥