تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة حنين بن إسحق إلى علي بن يحيى في ذكر ما ترجم من كتب جالينوس ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
كرده و من آن را به سريانى براى فرزندم اسحق ترجمه كردم و ثابت بن قره آن را به عربى براى محمد بن موسى ترجمه كرد و عيسى بن يحيى آن را به عربى ترجمه كرد و اسحق آن را با اصل مقابله كرد و من آن را براى عبد اللّه بن اسحق اصلاح كردم .

114 - كتابه فى الاسماء الطبية

كتاب او « در نامهاى پزشكى » . اين كتاب را در پنج مقاله قرار داده و غرض او در آن اينست كه بيان كند نامهائى را كه پزشكان به كار برده‌اند چه معنى از آن اراده كرده‌اند . من نسخه يونانى آن را استناخ كردم ولى ترجمه نكردم و ديگرى هم آن را ترجمه نكرده پس از چندى سه مقاله از آن را ترجمه كردم و حبيش مقاله اول از آن را به عربى ترجمه كرد . اما كتابهائى كه او در برهان نوشته و من بانها دسترسى پيدا كرده‌ام عبارتند از :

115 - كتابه فى البرهان

كتاب او « در برهان » . اين كتاب را در پانزده مقاله قرار داده و غرض او در آن اينست كه بيان كند روش تبيين آنچه ضرورة مبين مىشود چيست و هدف ارسطو در كتاب چهارم خود در منطق همين بوده است . و تاكنون كسى از اهل زمان ما نسخه‌اى كامل از آن را به يونانى بدست نياورده با وجود اينكه جبريل همت زيادى به جستن آن گماشته است و من هم به جستن آن فراوان پرداختم و براى يافتن آن شهرهاى جزيره و شام و فلسطين و مصر را گشتم تا اينكه به اسكندريه رسيدم و چيزى از آن را نيافتم فقط در دمشق بود كه به حدود نيمى از آن دسترسى يافتم كه مقالاتى نامتوالى و ناتمام بود و جبريل هم مقالاتى از آن يافت كه همهء آنها عين مقالاتى كه من يافته بودم نبود و ايوب آنچه را كه او يافته بود براى او ترجمه كرد ولى من جانم آرام نمىيافت به ترجمه آن كتاب تا وقتى كه خواندن آن را چنان كه بايد كامل نكنم زيرا نقصان و اختلال در آن وجود داشت و من هم آرزومند و مشتاق به يافتن همه كتاب بودم . سپس من آنچه را كه يافته بودم به سريانى ترجمه كردم و آن عبارت بود از جزئى كوتاه از مقاله دوم و بيشتر از مقاله سوم و حدود نيمى از مقاله چهارم از آغاز آن و مقاله نهم بجز قسمتى از آغاز آنكه ساقط شده بود . و مقالات ديگر تا آخر كتاب را يافتم بجز مقاله