سرنگونى خليفه عباسى و واگذارى خلافت به علويان يا يكى از امراى بنى عباس آگاهى داشته است .
2 - عبارت ( حبيب السير ) را نقل كرده كه : « حادثهء بغداد بنابر مشاورهء خواجه نصير الدين طوسى از سويى ، و وزير مكار ( ابن علقمى ) كه راه را براى حمله مغولها هموار ساخت ، از سوى ديگر ، اتفاق افتاد . ابن علقمى بود كه سپاه خليفه را به اطراف متفرق ساخت . سپس فرستادهاى به سوى هولاكو گسيل كرد و وى را از پراكنده شدن سپاهيان آگاه نمود . چنانكه نامهاى نيز به هولاكو نوشت كه : پس از رسيدن سپاهيان شما به بغداد ، رابطهام را با عباسىها كه نام و ياد آنان بهزودى برچيده خواهد شد ، قطع خواهم كرد » .
نويسنده ، اين گفته را بدون هيچ اظهارنظر مبنى بر اينكه چرا اين اتهامات را پذيرفته است نقل مىكند .
3 - در تحليل گفتهء رشيد الدين فضل اللّه همدانى مىگويد : « اصرار ابن علقمى ، وزير عباسى ، به هولاكو بر حمله به بغداد . . » .
4 - در جايى ديگر مىگويد : « اين جريانات وزير علقمى را بر آن داشت تا به هولاكو نامه بنويسد و از او بخواهد بساط عباسيان را برچيند » .
اينها تهمتهاى آشكارى است كه نويسنده به وزير مورد اتهام ( ابن علقمى ) و همچنين نصير الدين طوسى در اوّل كلامش وارد مىنمايد و در دروغپردازى دروغپردازان سهيم مىشود ، بدون اينكه حسابى را براى حقايق تاريخى باز كند . حقايقى كه همه اين دروغپردازىهايى را كه نويسندگان آوردهاند رد مىكند . . .
اين حقايق كدامند ؟
ابتدا مىخواهيم پندار اين گوينده را كه مىگويد : « ابن علقمى بود كه سپاه
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى ) — صفحة 384
مساهمون: مهدى زنديه
ص٣٨٤