پس هرچه اين شخص دشمنان ما را لعنت نمايد او را همراهى نموده و به هركس لعنت فرستد آنها نيز لعنت فرستند ، سپس باز هم بيفزايند ، پس عرضه مىدارند : بار خدايا ! بر اين بندهات درود فرست كه آنچه در توان داشت نثار نمود ، و چنانچه مىتوانست بيش از اين مىكرد . پس از سوى خداى تعالى ندا مىرسد : به درستى كه من دعاىتان را اجابت نمودم و نداىتان را شنيدم ، و به روح او در ميان ارواح درود فرستادم ، و او را نزد خود از برگزيدگان نيكوكار قرار دادم .
همهء اينها اضافه بر آن است كه موالات و پيروى از امامان عليهم السّلام جز با بيزارى جستن و لعنت كردن دشمنانشان حاصل نمىگردد ، و بدون ترديد بنى اميّه از دشمنان ايشان هستند ، و نسبت به امامان عليهم السّلام و دوستانشان چه ظلمها و كشتارها كردند ، و چه آزارها در حق ايشان روا داشتند ، پس تا زمين و آسمان برپاست لعنت خداوند بر آنان باد .
توجه : مقتضاى آنچه دانستى - از مطالبى كه آورديم و مطالبى كه ياد ننموديم - مانند فرمودهء امام عليه السّلام : « و لعن اللّه بنى أميّة قاطبة » ؛ خداوند همهء بنى اميه را لعنت كند . آن است كه لعنت بر همهء بنى اميه عموميّت دارد ، با اينكه علماى ما در ميان دوستان و خواصّ امامان عليهم السّلام عدّهاى را ياد كردهاند كه نسبشان به بنى اميّه منتهى مىشود ، و بدون ترديد لعنت كردن مؤمنان دوستدار ائمّهء طاهرين عليهم السّلام حرام است ، و خداى - عزّ و جل - فرموده :
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى
« 1 » ؛ و هيچ نفسى بار ديگرى را بر دوش نگيرد . و خداى تبارك و تعالى فرموده است :
كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهِينٌ
« 2 » ؛ هركس در گرو عملى است كه بر خود اندوخته است . در توجيه اين اشكال و جمع بين دو دليل وجوهى ذكر كردهاند كه خالى از مناقشه نيست ، و به نظر من اظهر آن است كه گفته شود : منظور از بنى اميّه هر آن كسى است كه شيوهء آنها در پيش گرفته و در دشمنى با امير المؤمنين و ائمهء طاهرين و دوستان ايشان از آنها پيروى كرده باشد ، خواه از اين تيره باشد و يا از تيرهها و طوايف ديگر .
چون هركس شيوهء آنها را پيش گيرد از آنها به شمار مىآيد ، و گلش از گل آنها سرشته شده است ، هرچند كه در نسب ظاهرى از آنها محسوب نگردد . و هر آنكه ولاى امير المؤمنين و ائمهء طاهرين عليهم السّلام را دارا باشد از ايشان است ، از هر تيره و طايفهاى كه باشد . و دليل بر آنچه ياد كرديم فرمودهء خداى - عزّ و جل - است كه :
وَ نادى نُوحٌ رَبَّهُ فَقالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمِينَ * قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ
« 3 » ؛ و نوح به درگاه پروردگار خويش عرضه
هامش
( 1 ) . سوره انعام ، آيه 164 .
( 2 ) . سورهء طور ، آيه 21 .
( 3 ) . سورهء هود ، آيه 45 و 46 .