خدا صلّى اللّه عليه و إله مىفرمود : اى على ! بنى أميّه تو را لعنت خواهند كرد ، و فرشتهاى به شمار هر لعنت آنان ، هزار لعنت برايشان برمىگرداند ، پس هرگاه قائم عليه السّلام بپاخيزد چهل سال آنها را لعنت خواهد كرد . . . « 1 » .
مىگويم : پوشيده نماند كه منظور از چهل سال لعنت كردن ، امر فرمودن آن حضرت عليه السّلام شيعيان و پيروانش را به لعنت كردن بنى اميّه در همهء بلاد و آبادىها ، در منابر و مجامع مىباشد ، و شيوع يافتن آن در ميان مردم در آن مدت است ، همانگونه كه بنى اميّه - لعنهم اللّه تعالى - در زمان تسلّط يافتنشان از روى عناد با امير المؤمنين عليه السّلام اين كار را كردند ، پس كار حضرت قائم عليه السّلام كيفر اعمال آنها در اين دنيا است ، و اگر منظور اين بود كه خود آن حضرت به تنهايى بنى اميه را لعنت مىكند ، محدود به مدّت معيّن نبود ، و به زمان ظهور آن حضرت عليه السّلام اختصاص نمىيافت ، زيرا كه آن بزرگوار در همهء عمرش آنان را لعنت مىكند . حاصل اينكه اين حديث شريف بر فضيلت بسيار در اهتمام ورزيدن و زياد لعنت كردن بنى اميّه دلالت دارد ، و اينكه اين كار از جمله امورى است كه به وسيلهء آنها به حضرت صاحب الأمر - عجل اللّه فرجه الشريف - تقرّب مىيابند ، پس شايسته است كه مؤمن بر اين كار اهتمام و مواظبت داشته باشد ، به خصوص در اول هر صبح و شام و در تعقيب نمازها و ساير اوقات و احوال بر آن مداومت كند .
و شاهد بر آنچه ياد كرديم روايتى است كه شيخ طوسى به سند خود از حضرت امام باقر عليه السّلام آورده كه فرمود : هرگاه نماز واجبى را به پايان بردى ، جز با لعنت كردن بنى اميّه از جاى خود حركت مكن « 2 » .
و از جمله امورى كه دلالت دارد بر اينكه لعنت كردن بنى اميّه و ساير دشمنان ائمه عليهم السّلام از اقسام يارى نمودن امام به وسيلهء زبان است ، در تفسير امام عسكرى عليه السّلام آمده كه : شخصى به امام صادق عليه السّلام عرضه داشت : اى زادهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ، من عاجزم كه با بدنم شما را يارى نمايم ، و به غير از بيزارى جستن از دشمنانتان و لعنت كردن بر آنان كارى از دستم برنمىآيد ، وضع من چگونه است ؟ امام صادق عليه السّلام به او فرمود : پدرم برايم حديث گفت از پدرش از جدّش از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله كه فرمودند : هركس از يارى كردن ما اهل البيت ناتوان باشد ، و در خلوتهايش دشمنان ما را لعنت نمايد ، خداوند صدايش را به همهء فرشتگان از زمين تا عرش خواهد رسانيد ،
هامش
( 1 ) . خصال ، 2 / 579 ، باب السبعين ، ح 1 .
( 2 ) . تهذيب ، 2 / 109 ، ح 179 .