كَلِمَةَ التَّقْوى ؛
« 1 » پس خداوند اطمينان و آرامش را بر پيامبرش و مؤمنين نازل كرد و آنان را با كلمهء تقوى ملازم ساخت . و در جاى ديگر فرمود :
ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها ؛
« 2 » پس خداوند آرامش خويش را بر پيامبرش و بر مؤمنين نازل ساخت و لشكريانى كه آنها را نديديد نازل نمود . ولى در اينجا آرامش را به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله اختصاص داد و فرمود :
فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ .
پس اگر مؤمنى با او بود او را هم در آرامش شركت مىداد ، همچنانكه در آندو آيه ديديم كه مؤمنين را نيز در اين جهت شركت داد . بنابراين خارج نمودن او از عنوان آرامش دليل بر خروج او از ايمان است . عمر ديگر نتوانست جواب بدهد و مردم از كنارش پراكنده گشتند و من از خواب بيدار شدم . « 3 »
3 - اينكه مقصود از برادرى ؛ اخوّت از لحاظ خلقت اصلى و طينت اوّلى باشد ، يعنى اين مؤمنانى كه صفات يادشده را دارند از بازماندهء گل پيغمبر و امامان عليهم السّلام خلق شدهاند ، پس به لحاظ طينت اصلى برادرند . چنانكه مجلسى در مرآة العقول از معانى الاخبار شيخ صدوق به سند خود از ابو بصير آورده كه گفت : بر حضرت ابى عبد اللّه صادق عليه السّلام وارد شدم درحالىكه يكى از همكيشانمان با من بود . به آن حضرت عرض كردم : فدايت شوم اى فرزند پيغمبر ، من اندوهگين و محزون مىشوم بدون اينكه سببى براى آن بدانم ؟ فرمود : آن حزن و فرح از ناحيهء ما به شما مىرسد ، زيرا كه اگر بر ما خوشحالى يا اندوهى وارد شود بر شما نيز داخل مىگردد ، زيرا كه ما و شما از نور خداى تعالى آفريده شدهايم ، پس ما و طينت ما ، و طينت شما را يكى قرار داد ، و اگر طينت شما همانطوركه گرفته شده بود رها مىشد ما و شما مساوى مىبوديم ، ولى طينت شما با طينت دشمنانتان ممزوج گرديد . و اگر آن نبود ابدا گناهى نمىكرديد .
راوى گويد : عرض كردم : فدايت شوم ! طينت و نور ما به همانگونه كه آغاز شد بازمىگردد ؟
حضرت فرمود : آرى به خدا ، اى بندهء خدا بگو ببينم اين شعاعى كه از قرص خورشيد پراكنده مىشود آيا به آن متّصل است يا از آن جدا ؟
عرضه داشتم : فدايت گردم بلكه از آن جدا است . فرمود : مگر نه اين است كه وقتى خورشيد غروب مىكند ، اين شعاع به قرص خورشيد بازمىگردد همچنانكه از آن آغاز شده بود ؟ عرض كردم : آرى . فرمود : به خدا شيعيان ما نيز همينطورند . از نور خدا آفريده شدهاند ، و به سوى او
هامش
( 1 ) . سوره فتح ، آيه 26 .
( 2 ) . سوره توبه ، آيه 27 .
( 3 ) . احتجاج : 2 / 326 ، 327 و 328 .