و نيز در بحار در حديث ديگرى از عوف بن مالك آمده كه گفت : روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : اى كاش برادرانم را ملاقات مىكردم ، ابو بكر و عمر عرضه داشتند : مگر ما برادرانت نيستيم ، به تو ايمان آورديم و با تو هجرت كرديم ؟ فرمود : ايمان آورديد و هجرت كرديد و اى كاش برادرانم را مىديدم . بار ديگر سخنشان را تكرار كردند . پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : شما اصحاب من هستيد ولى برادرانم كسانى هستند كه پس از شما مىآيند ، درحالىكه مرا نديده باشند ، به من ايمان آورند و مرا دوست دارند و يارىام نمايند ، و تصديقم كنند . پس اى كاش برادرانم را ملاقات كنم . « 1 »
در اينجا سخن در دو مورد واقع مىشود :
اوّل : در بيان دلالت اين دو حديث بر مقصود . مىگويم : رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله در حديث اوّل برادرى را شاخه و فرع كمال ايمان معرفى كرد . و قبلا ذكر كرديم كه دعا براى حضرت صاحب الزمان عليه السّلام ، نشانه و مايهء كمال ايمان در انسان است - كه ايمان شخص دعاكننده فزونى مىيابد -
و در حديث دوم برادران را به اوصافى كه بر ساير مؤمنين امتيازاتى مىيابند معرفى نمود ، كه عبارت است از محبّت و يارى و ايمان بدون اينكه آن حضرت را ديده باشند . و ترديدى نيست كه تمام اين امور در دعا براى فرج مولاى ما صاحب الزمان - عجّل اللّه فرجه الشريف - جمع است ، زيرا كه اين عمل يارى پيغمبر و محبّت آن سرور و ايمان و تصديق به آن حضرت مىباشد ، و اينها شواهد مختلفى در روايات دارد .
دوم : در بيان معنى برادرى ياد شده بهطورىكه از روايات استفاده كردهايم ، پس مىگويم :
احتمال دارد يكى از اين امور باشد :
1 - منظور صداقت و دوستى واقعى باشد كه لازمهء آن محبّت و يارى دوست نسبت به دوستش باشد در غياب و حضور او كه برادر به معنى دوست باشد - و اين يكى از معانى برادرى است - چنانكه در قاموس ذكر شده ، و اين استعمال در عرف و لغت شايع است . شاهد بر اين روايتى است كه در بحار از غيبت شيخ طوسى از معاوية بن وهب از امام صادق عليه السّلام آمده كه فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : خوشا به حال آنكه قائم خاندانم را درك كند درحالىكه پيش از قيامش از او پيروى نمايد ، دوست او را دوست بدارد و از دشمنش بيزارى جويد ، ولايت امامان
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 52 / 132 .