هدايتكنندهء پيش از وى را نيز داشته باشد ، آنان رفقاى من و اهل دوستى و مودّت من ، و گرامىترين امّتم نزد من مىباشند . « 1 »
2 - مراد اخوّت و برادرى ايمانى است كه بين اهل ايمان هست ، و برادرى حاصل نمىشود مگر در وقتى كه دو برادر در يك جهت و نسبت خاصّى باهم مشترك باشند ، و ترديدى نيست كه اين امر جز بر اثر ايمان پايدار و واقعى تحقق نمىيابد ، پس اگر ايمان به اين نحو ثابت گردد ، برادرى با پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله نيز به ثبوت مىرسد ، خداى - عزّ و جلّ - مىفرمايد :
آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ ؛
« 2 » پيامبر ايمان آورد به آنچه از پروردگارش بر وى نازل شده و مؤمنان هريك به خدا و فرشتگان و كتابها و پيامبرانش ايمان آوردهاند .
از همينروى در خبر عبد العزيز بن مسلم از حضرت رضا عليه السّلام وارد شده كه فرمود : امام برادر مهربان است .
و بدون شك اين مقام تنها بر اثر صحابهء پيغمبر يا امام بودن حاصل نمىگردد ، بلكه بايد ايمان ثابت قطعى تامّ بوده باشد ، كه اگر اين امر تحقق يافت ديگر فرقى نمىكند كه يك برادر ديگرى را ملاقات نمايد يا نه ، همچنانكه رابطهء برادرى بين دو برادر نسبى - در حال جدا بودن زمان يا مكان آنها - از هم گسسته نمىشود ، و اگر اين حالت براى كسى نباشد مصاحبت و همزمان بودن با پيغمبر يا امام برايش سودى ندارد و نسبت برادرى ايمانى به او دادن درست نيست .
و چون بسيارى از اصحاب خاتم الانبيا صلّى اللّه عليه و إله از اين صفت محروم بودند ، و از ايمان جز تصديق زبانى نداشتند ، آن حضرت مرتبهء برادرى را از آنها نفى كرده ، و از شواهد اين وجه اينكه در حديث دوم سؤالكنندگان ، معلوم الحال بودهاند كه از ايمان بهرهاى نداشتند .
و از بيان گذشته روشن شد كه آنچه عامّه به آن تمسّك جستهاند ضعيف است كه براى اثبات فضيلت اوّلى به اين آيهء شريفه استدلال كردهاند :
ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا ؛
« 3 » دومين دو نفر كه در غار بودند آن هنگام كه به مصاحب خود مىگفت : اندوهگين مباش به تحقيق خدا با ما است . و همصحبتى او را با پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله دليل برترىاش پنداشتهاند . در اينجا دوست دارم سخنان شيخ مفيد ابى عبد اللّه محمد بن محمد النعمان - طاب ثراه - را بياورم : شيخ جليل احمد بن ابى طالب طبرسى در كتاب الاحتجاج به نقل از شيخ ابو على حسن بن معمر رقّى
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 52 / 129 و 130 .
( 2 ) . سوره بقره ، آيه 285 .
( 3 ) . سوره توبه ، آيه 40 .