الأرض من الجور ؟ ! » « 1 » ؛ پروردگارا ! مرا بدان ( غيبت آن حضرت ) صبر و تحمل ده تا دوست ندارم آنچه به تأخير انداختهاى جلو بيفتد ، و نه آنچه را تعجيل بخواهى من به تأخيرش مايل باشم ، و هرچه تو در پرده قرار دادهاى افشايش را نطلبم ، و در آنچه نهان ساختهاى كاوش ننمايم ، و در تدبير امور جهان با تو [ كه همه مصالح را مىدانى ] به نزاع نپردازم ، و نگويم كه چرا و چگونه و از چه جهت ولىّ امر غايب آشكار نمىشود و ظهور نمىكند درحالىكه زمين پر از ستم گرديده است ؟ ! . . . .
اگر اشكال كنيد : بدون شك دعا كردن براى تعجيل ظهور از محبّت و شوق سرچشمه مىگيرد ، و اين منافات دارد با فرمايش حضرت كه : تا دوست ندارم آنچه به تأخير انداختهاى جلو بيفتد . . . .
در جواب مىگويم : در گذشته بيان نموديم كه از احاديث به دست مىآيد : زمان فرج و ظهور از امورى است كه بداء در آن راه دارد ، بنابراين وقتى يك فرد دلباختهء امام عصر - عجّل اللّه فرجه الشريف - نزديك شدن وقت ديدار و ظهور آن حضرت را ممكن بداند كه با كوشش و اهتمام در دعا كردن ، اين مقصود تحققپذير است ، تمام تلاش و جدّيت خود را در اين راه مبذول خواهد داشت ، و اين كار با تسليم بودن به آنچه در علم الهى تقدير شده است هيچگونه منافاتى ندارد .
البته اگر بر فرض ، آن وقت معيّن را كه خداوند حتم نموده ، و قضاى غير قابل تغيير و تبديل الهى بر آن تعلق گرفته ، اگر آنوقت را دقيقا بداند ، ديگر جايى براى دعا كردن نمىماند و بايد به امر پروردگار تسليم باشد .
سوم : عجلهاى كه سبب پيروى از گمراهان و گمراهكنندگان و شياطين بدعتگذار شود ، كه پيش از ظاهر شدن علامتهاى حتمى كه از پيشوايان معصوم عليهم السّلام روايت شده ، اقدام به فريب دادن افراد مىنمايند - چنانكه براى بسيارى از جاهلان اتفاق افتاد - خداوند ما و تمام مؤمنين را از نيرنگهاى شياطين محفوظ بدارد .
در بخش هشتم در اين باره به تفصيل سخن خواهيم گفت و روايات مربوط به آن را مىآوريم ، در اينجا فقط اشارهاى شد .
بيان ديگرى در حلّ اين اشكال به نظر رسيده اينكه : عجله كردن بر دو قسم است : ممدوح و مذموم .
عجلهء مذموم : آن است كه انسان خواستار انجام گرفتن چيزى پيش از رسيدن وقت آن بوده باشد ، كه از جهت عقل و نقل زشت و ناپسند است .
هامش
( 1 ) . كمال الدين : 2 / 512 .