اندوهها دچار مىشوند كه براى رفع آنها وسائلى هست كه برخى از آن وسائل از اهل ايمان ساخته است ، و از مهمترين وسائل دفع بلا و گرفتارى ، جدّيت و اهتمام در دعا كردن و از خدا خواستن است ، چنانكه روايات بر آن معنى دلالت مىكنند ، از جمله :
در اصول كافى به سند صحيحى از حمّاد بن عثمان مروى است كه گفت : شنيدم آن حضرت مىفرمود : به درستى كه دعا قضا را برمىگرداند و پيچيدگى آن را مىگشايد ، چنانكه رشتهء نخ بازتاب شود با اينكه به سختى تابيده شده باشد . « 1 »
و نيز در خبر صحيح ديگرى از زراره آمده كه گفت : حضرت ابو جعفر باقر عليه السّلام به من فرمود : آيا تو را راهنمايى نكنم به چيزى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله در آن استثنايى نزده ؟ عرض كردم : چرا . فرمود :
دعا ، كه قضاى پيچيدهء سخت را برمىگرداند - و انگشتانش را به هم مىفشرد - . « 2 » و نيز احاديث ديگرى كه در جاى خود ذكر شده . بنابراين هرگاه مؤمن احتمال دهد ابتلاى مولاى خودش را - كه از جانش عزيزتر است - احتمال دهد كه امام او به يكى از امور يادشده دچار گرديده ، كوشش و جدّيت خواهد كرد كه به وسيلهء دعا آن را از او دور گرداند ، همانطوركه با وسايل از او دفاع مىنمايد .
د ) با توجه به اينكه ما هدف ارزندهاى داريم كه موانعى جلو رسيدن به آن را گرفته است ، بر ما واجب است كه در دفع و رفع آن موانع همّت و جدّيت كنيم ، و چون تأخير ظهور مولاى ما صاحب الزمان عليه السّلام به سبب موانعى است كه از ناحيهء خود ما سرچشمه گرفته ، بر ما است كه از خداوند متعال بر طرف كردن آن موانع را بخواهيم . پس دعا كردن براى تعجيل فرج امام عصر عليه السّلام در حقيقت دعا براى خودمان و سودمند به حالمان مىباشد .
خود آن حضرت هم به اين معنى اشاره فرموده ، در توقيعى كه در كتابهاى كمال الدين و احتجاج و بحار آمده است : و بسيار دعا كنيد براى تعجيل فرج كه آن فرج شما است . « 3 » و اين اشاره به بىنيازى آن حضرت عليه السّلام از ما مىباشد .
ه ) فضل و رحمت و لطف و عنايت الهى حدّومرز و پايانى ندارد ، همچنين در وجود امام عليه السّلام كمبود و نقصانى كه مانع پذيرش فيض الهى باشد ، نيست . بنابراين هيچ مانعى ندارد كه با دعاى مؤمنين براى مولا و آقايشان ، عنايت و لطف مخصوصى به حضرتش برسد .
هامش
( 1 ) . كافى : 2 / 469 .
( 2 ) . كافى : 2 / 470 .
( 3 ) . كمال الدين : 2 / 485 ؛ احتجاج : 2 / 284 ؛ بحار الانوار : 53 / 181 .