و اينكه گفتهاند : چون امامان عليهم السّلام وسيله و واسطهء رسيدن فيض به بندگان هستند ، منافات دارد با اينكه به وسيلهء بندگان به درجهاى نايل شوند ، جز تعجّب چيزى نيست ، و هيچگونه منافاتى ندارد كه امامان عليهم السّلام علّت غايى و هدف از آفرينش مخلوقات باشند ، و فيض خداوند به وسيلهء ايشان به مخلوقات برسد ، درعينحال از لوازم و ويژگىهاى بشرى نيز برخوردار ، و براى زندگى ظاهرى خود به آنچه از زمين مىرويد ، نيازمند باشند - همانطوركه ساير مردم محتاج هستند - .
از آنچه گفتيم اين معنى نيز معلوم شد كه نتيجه و ثمرهء صلوات مؤمنين بر پيغمبر و آل پيغمبر عليهم السّلام ، هم به خود درودفرستندگان برمىگردد و هم به كسانى كه بر آنها درود فرستاده شده ، نه از اين جهت كه احتياجى به صلوات و درود فرستادن مؤمنين باشد تا اشكالات يادشده وارد گردد ، بلكه از اينجهت كه آنها ( پيغمبر و آل او عليهم السّلام ، قابليّت و شايستگى دارند ، زيرا خداوند بلندمرتبه بدانان فيضهايى كه حدّ و نهايت ندارد ، ارزانى داشته است ، چرا كه ، هميشگى و استمرار و تازه شدن اين فيوضات ، از لوازم قدرت كامل و تمام و همگانى و هميشگى خداوند مىباشد .
3 - امكان دارد كه ميان فرمان به دعا براى تعجيل فرج و ظهور مولايمان صاحب الزمان و احاديثى كه از شتابزدگى نسبت به ظهور نهى كرده ، تناقضى احساس شود - ما ان شاء اللّه اين احاديث را در باب هشتم بيان خواهيم داشت - ولى اين گمان نادرست است ، زيرا شتابى كه از آن نهى شده است ، سهگونه مىباشد :
اول : آن شتابى كه موجب يأس و نااميدى از ظهور قائم عليه السّلام شود ، زيرا فرد به خاطر كمصبرى و ناشكيبايى مىگويد : اگر ظهور شدنى بود ، هماكنون واقع مىشد و به تأخير افتادن آن ، فرد را به سوى انكار صاحب الزمان سوق مىدهد .
دوم : آن شتابى كه منافى تسليم فرمان خدا و رضا به قضاء و حكم خدا باشد ، و اين گونه شتاب براى ظهور ، اگر ظهور به عقب افتد ، فرد را به سوى انكار حكمت آفريدگار بلندمرتبه مىكشاند .
از اين روى ، در دعايى كه توسط جناب عثمان بن سعيد عمرى روايت شده ، چنين مىخوانيم :
« فصبّرني على ذلك حتّى لا أحبّ تعجيل ما أخّرت ، و لا تأخير ما عجّلت ، و لا أكشف عمّا سترت ، و لا أبحث عمّا كتمت ، و لا أنازعك في تدبيرك ، و لا أقول لم ؟ و كيف ؟ و ما بال وليّ الأمر لا يظهر ؟ و قد امتلئت
مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 350
مساهمون: ميرزا محمد تقي الأصفهاني
ص٣٥٠