مولاي ، يا صاحب الزّمان ، الغوث الغوث الغوث ، أدركني أدركني أدركني ، السّاعة السّاعة السّاعة ، العجل العجل العجل . . . » ؛
پروردگارا ! بلا و گرفتارى بزرگ شد ، و [ با آزمايشهايى كه پيش آمد ] امور مخفى آشكار گشت ، و اميد قطع گرديد ، و پردهها بالا رفت ، و زمين بر ما تنگ شد ، و آسمان رحمتش را بريد ، و شكوه به درگاه تو داريم اى پروردگار ، و در سختىها و آسانىها تكيه بر تو است . بارالها ! پس بر محمد و آل محمد درود بفرست ، اولو الامر [ و سرپرستانى ] كه اطاعتشان را واجب ساختهاى ، و بدين وسيله مقام و منزلتشان را به ما شناساندهاى ، پس تو را به حقّ آنان كه ما را گشايشى عطا كنى ، گشايش سريع و زودرسى همچون يك چشم برهم زدن يا نزديكتر ، اى محمد ، اى على ؛ اى على ، اى محمد ؛ مرا كفايت كنيد كه شما كفايتكننده هستيد ، و مرا يارى كنيد كه شما يارىكنندهايد . اى آقاى من ، اى صاحب الزمان پناه ، پناه ، پناه ، مرا درياب ، مرا درياب ، مرا درياب ، همين ساعت ، همين ساعت ، همين ساعت ، بهزودى ، بهزودى ، بهزودى . . .
راوى گويد : آن حضرت عليه السّلام هنگامى كه مىگفت : « يا صاحب الزمان » به سينهء خود اشاره مىكرد . « 1 »
مىگويم : اگر خواسته باشيد گوشهاى از اين مطالب را دريابيد كتاب « النجم الثاقب » را مطالعه كنيد ، خداى تعالى مؤلفش را بهترين پاداش دهد .
حرف « ل »
1 - لواى آن حضرت عليه السّلام
از جمله امور مهم ، دعا كردن براى برافراشته شدن پرچم و لواى آن حضرت است كه به خاطر آن ، دلها مسرور و تمام غصّهها دور مىگردد ، چنانكه در كتاب كمال الدين از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام آمده كه بالاى منبر چنين فرمود : مردى از فرزندانم در آخر الزمان ظهور مىكند ، رنگش سفيد آميخته به سرخى ، شكمش برآمده ، رانهايش بزرگ و گرده شانههايش قوى است ، بر پشتش دو خال هست يكى به رنگ پوستش و ديگرى همانند مهر نبوّت پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله ، او دو نام دارد يكى محرمانه و مخفى است و ديگرى آشكار ، نام مخفىاش احمد و نام آشكارش محمد است ، هرگاه پرچم خود را به اهتزاز درآورد شرق و غرب را روشن سازد ،
هامش
( 1 ) . جنة المأوى : 275 ، حكايت چهلم .