خضر عليه السّلام ؛ وجه كارهايش آشكار نشد مگر بعد از آنكه خودش فاش كرد . قائم عليه السّلام نيز ، وجه غيبتش آنطوركه بايد مكشوف نمىشود مگر بعد از ظهور ، چنانكه در بحث غيبت آن حضرت در حرف « غ » گذشت .
خضر عليه السّلام ؛ هرسال در مراسم حج شركت مىكند و تمام مناسك را انجام مىدهد . قائم عليه السّلام نيز ، هرسال در مراسم حج شركت مىكند و تمام مناسك را بجاى مىآورد . چنانكه در بحث حج آن حضرت گذشت .
در اينجا خوش دارم حكايت لطيف و روايت شريفى را بنگارم كه فوايد و عوايد بسيارى در آن هست .
شيخ صدوق در كتاب كمال الدين به سند خود از ابو نعيم انصارى و نيز علامه مجلسى در بحار از كتاب غيبت شيخ اجل محمد بن الحسن طوسى به سند خود از احمد بن محمد انصارى روايت كرده است ، كه گفت :
همراه با جماعتى از زهّاد كه تعدادشان به سى نفر مىرسيد و در ميان آنها فرد مخلصى جز محمد بن القاسم علوى عقيقى نبود ، در مكه كنار مستجار بودم كه روز ششم ذى الحجه سال دويست و نود و سه ناگهان جوانى از ميان طواف بر ما برآمد كه با دو پارچه احرام بسته بود و نعلينى در دست داشت ، چون چشم ما به او افتاد همگى از هيبتش برخاستيم و هيچيك از ما باقى نماند مگر اينكه از جاى برخاست و بر او سلام كرد .
سپس نشست و به سمت راست و چپ متوجه شد ، آنگاه فرمود : آيا مىدانيد حضرت ابو عبد اللّه امام صادق عليه السّلام در دعاى الحاح چه مىگفت ؟ پرسيديم : چه مىگفت ؟ فرمود : او چنين مىگفت :
« اللهمّ إنّي أسئلك باسمك الّذي به تقوم السّماء و به تقوم الأرض و به تفرّق بين الحقّ و الباطل و به تجمع بين المتفرّق و به تفرّق بين المجتمع و به أحصيت عدد الرّمال و زنة الجبال و كيل البحار أن تصلي على محمّد و آل محمّد و أن تجعل لي من أمري فرجا و مخرجا » ؛
پروردگارا ! من از تو مىخواهم به حقّ اسم تو كه آسمان به آن برپا و زمين به آن برجاست و به وسيله آن ، بين حقّوباطل جدا مىكنى و به آن پراكنده را جمع مىنمايى ، و به آن جمعشده را پراكنده مىكنى ، و با آن عدد شنها و وزن كوهها و پيمانهء درياها را شماره كردى . از تو مىخواهم كه بر محمد و آل محمد درود فرستى و به امر من فرج و راه خلاصى قرار دهى .
مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: ميرزا محمد تقي الأصفهاني
ص٢٣٤