خداوند بالهاى آن فرشته را بازگرداند و از او راضى شد ، سپس آن فرشته به ادريس گفت : آيا حاجتى دارى ؟ فرمود : آرى ! دوست دارم مرا به آسمان بالا ببرى تا به ملك الموت نگاه كنم ، چون با ياد او زندگى ندارم . پس فرشته او را برگرفت و بر بالهاى خود به آسمانها برد تا به آسمان چهارم رسيد كه ناگهان ديد ملك الموت سر خود را از روى تعجب حركت مىدهد .
ادريس بر ملك الموت سلام كرد و به او گفت : چرا سرت را تكان مىدهى ؟ گفت : چون خداوند به من امر فرمود كه تو را بين آسمان چهارم و پنجم قبض روح كنم . گفتم : پروردگارا ! چگونه اين كار را انجام دهم و حال آنكه غلظت آسمان چهارم به مقدار پانصد سال راه است و از آسمان چهارم تا آسمان سوم مقدار پانصد سال راه است و غلظت آسمان سوم نيز پانصد سال است ، و هرآسمان از ما بين آن بههمين ترتيب است ، اين چگونه شدنى است ؟ سپس او را بين آسمان چهارم و پنجم قبض روح نمود . و همين است كه خداوند مىفرمايد :
وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا ؛
« 1 » و ما او را به جايگاه بلندى رسانديم . و بدين جهت او را ادريس ناميدند كه كتابهاى بسيار درس مىگفت . « 2 » و گفته مىشود كه او در بهشت زنده است ، و اين قول مروى از ابن عباس است .
قائم عليه السّلام را هم روح القدس بر بال خود گرفت و به آسمانها برد . در حديثى كه در كتاب كمال الدين از حكيمه نقل شده ، در باب ميلاد حضرت قائم عليه السّلام آمده است : پس امام حسن عسكرى عليه السّلام فرزندش را گرفت ، درحالىكه كبوترها بالاى سرش پرواز مىكردند ، آنگاه امام به يكى از كبوترها بانگ زد كه : او را بردار و حفظ كن و هرچهل روز به ما برگردان . آن كبوتر او را برگرفت و به سوى آسمان پرواز كرد ؛ بقيهء كبوترها نيز پيروى كردند . آنگاه شنيدم كه حضرت ابو محمد ( امام عسكرى عليه السّلام ) مىفرمود : تو را به كسى مىسپارم كه مادر موسى فرزندش را به او سپرد . نرجس گريه كرد ، آن حضرت به او فرمود : آرام باشد كه شير جز از پستانهاى تو بر او حرام است و به زودى به تو بازخواهدگشت ، چنانكه موسى به مادرش بازگردانده شد . خداى - عزّ و جلّ - مىفرمايد :
فَرَدَدْناهُ إِلى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لا تَحْزَنَ ؛
« 3 » سرانجام ما او را به مادرش بازگردانديم تا ديدهاش روشنى يابد ، و غمگين نشود .
حكيمه گويد : عرض كردم : اين پرنده چيست ؟ فرمود : اين روح القدس است كه موكّل به امامان است . آنها را تسديد و توفيق مىدهد و به علم تربيت مىكند . . . « 4 »
هامش
( 1 ) . سورهء مريم ، آيهء 57 .
( 2 ) . تفسير القمى : 2 / 51 .
( 3 ) . سوره قصص ، آيه 13 .
( 4 ) . كمال الدين : 2 / 428 .