مىتكاند . امام صادق عليه السّلام به او فرمود : تو كه هستى ؟ گفت : من محمد بن على مسمّى به ابن الحنفيه هستم . سپس فرمود : من كيستم ؟ گفت : جعفر بن محمد ، حجّت دهر و زمان . سيّد حميرى از خدمت آن حضرت بيرون آمد درحالىكه اين اشعار را بر لب داشت : « تجعفرت باسم اللّه فيمن تجعفرا » « 1 » .
و نيز از عباد بن صهيب روايت است كه گفت : در محضر جعفر بن محمد صادق عليه السّلام بودم كه خبر مرگ حميرى را به حضرت دادند ، براى او دعا كرد و طلب رحمت نمود . شخصى به آن حضرت عرضه داشت : يابن رسول اللّه ! با اينكه او شراب مىخورد و معتقد به رجعت بود ؟
فرمود : پدرم از جدم مرا حديث گفت كه دوستان آل محمد عليهم السّلام نمىميرند مگر اينكه توبه كنند و او توبه كرد در اين حال جا نماز خود را برداشت و از زير آن نوشتهاى از سيّد بيرون آورد كه در آن توبه و درخواست دعا كرده بود . « 2 »
9 - قتل دجّال - كه رييس گمراهان است - به دست آن حضرت عليه السّلام
دليل بر آن ، روايتى است كه صدوق در كمال الدين به سند خود از امام صادق عليه السّلام آورده كه فرمود : خداوند تبارك و تعالى چهارده نور را چهارده هزار سال پيش از آفرينش خلق آفريد كه آنها ارواح ما بودند . به آن حضرت عرض شد : يابن رسول اللّه ! اين چهارده نور كيانند ؟ فرمود :
محمد و على و فاطمه و حسن و حسين و امامانى از ذريه حسين عليهم السّلام آخرين آنها قائم است كه پس از غيبتى بپاخيزد و دجال را بكشد و زمين را از هرگونه جوروظلمى پاك گرداند . « 3 »
و در همان كتاب به سند خود از نزال بن سبره آمده كه گفت : امير المؤمنين على بن ابى طالب عليهما السلام براى ما سخنرانى كرد ، حمدوثناى خداى - عزّ و جلّ - را بجاى آورد و بر پيغمبر و آل او عليهم السّلام درود فرستاد . سپس سه مرتبه فرمود : « سلوني أيّها النّاس قبل أن تفقدوني » ؛ اى مردم ! بپرسيد از من پيش از آنكه مرا نيابيد . صعصعة بن صوحان از جاى برخاست و عرضه داشت : يا امير المؤمنين ! دجّال كى خروج مىكند ؟ فرمود : بنشين كه خداوند سخن تو را شنيد و منظور تو را دانست . به خدا قسم آنكه پرسيده شده از سؤالكننده داناتر نيست ، و ليكن نشانههايى دارد و آمادگىهايى كه مانند دو تاى كفش پىدرپى واقع مىشوند . اگر بخواهى از آنها تو را خبر دهم ؟
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 47 / 320 .
( 2 ) . بحار الانوار : 47 / 320 .
( 3 ) . كمال الدين : 2 / 335 .