عقيدهء من دربارهء محمد فرزند خوله [ حنفيه ] از روى دشمنى و عناد با خاندان پاك پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله نبود .
ولى از گفتهء وصىّ محمد صلّى اللّه عليه و إله براى ما چنين نقل شده بود ، و نقلكنندگان هم دروغگو نبودند .
كه ولىّ خدا غايب و پنهان مىشود ، چندين سال همچون افراد ترسان و منتظر .
و دارايى و اموال آن امام غايب در زمان حياتش تقسيم مىشود ، مانند كسى كه مرده و زير خاك دفن شده باشد .
او مدتى در اين حال ( غيبت ) به سر مىبرد و به ناگاه ظهور مىكند ، مانند ستارهء درخشانى كه از افق سر برآرد .
به نصرت و يارى خداوند از خانهء پروردگارش حركت مىكند ، با عظمت و جلال و وسائل آماده .
بر دشمنانش حمله مىكند با پرچم پيروزى و همچون دلاور خشمناكى بر آنها مىتازد .
چون براى ما روايت شد كه فرزند خوله [ - محمد بن الحنفيه ] غايب است ، ما اين عقيده را بر او تطبيق نموديم ، و تكذيب نكرديم .
و چنين پنداشتيم كه او مهدى و قائم برحقى است كه به بركت عدالتش هرقحطىزدهاى به خوشى زندگى مىنمايد .
اكنون اگر بگويى كه او آن قائم نيست ، البته سخنت درست است ، و به آنچه امر فرمايى حتم است و تعصّبى در كار نيست .
خدا را شاهد مىگيرم كه قول تو حجت است بر تمام بندگان ، از فرمانبردار و معصيتكار .
آن امام و ولىّ امر و قائمى كه جانم در اشتياق او در طرب است .
به ناچار غيبتى خواهد داشت كه آن دوران را سپرى كند . درود خداوند بر چنان غائبى باد .
مدتى در پس پردهء غيبت باقى مىماند ، سپس در وقت خودش ظهور مىكند ، آنگاه بر همه اهل شرق و غرب حكمرانى مىنمايد .
با اين عقيده براى خدا در نهان و آشكار ديندارى كنم ، و هرقدر در اين باره سرزنش شوم اعتنايى ندارم .
و در بحار ، از مناقب ، از داوود رقّى آمده است كه گفت : به سيد حميرى خبر رسيد كه نزد امام صادق عليه السّلام ياد شده و آن حضرت فرمودهاند : سيّد كافر است ، به خدمت آن حضرت رفت و عرض كرد : اى آقاى من ! با شدّت محبتى كه به شما دارم و دشمنىاى كه با دشمنان شما مىكنم باز هم كافرم ؟ فرمود : چه فايده كه تو به حجّت دهر و زمان ، كفر مىورزى ، سپس دست او را گرفت و به اتاقى برد كه در آن قبرى بود . پس آن حضرت دو ركعت نماز خواند ، سپس دستش را به قبر زد ، قبر قطعهقطعه شد و مردى از آن بيرون آمد ، درحالىكه خاكها را از سر و ريش خود
مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: ميرزا محمد تقي الأصفهاني
ص٢٠٠