2 . اينكه موضوع و محمول از حيث مفهوم مختلف باشند و از جهت وجود متّحد .
چنانكه گوييم زيد انسان است و يا پنبه سپيد است و يا شخص خندان ، شگفتزده است . اين حمل را حمل شايع صناعى نامند . « 1 »
در اينجا نكتهاى هست كه توجه بدان ضرورى است و آن اينكه : در مباحث مربوط به وجود گفته شد كه وجود دو قسم است ، وجود فى نفسه و وجود فى غيره ، و وجود فى نفسه نيز منقسم مىشود به وجود لنفسه و وجود لغيره . وجود لغيره همان وجود نعتى است و نيز گفته شد كه محال است دو ماهيت با يك وجود نفسى موجود گردد ، يعنى يك وجود واحد ، عدم را از دو ماهيت متباين طرد كند ، زيرا اين امر در حكم وحدت كثير است و عقلًا ممتنع است .
با توجه به اين نكات روشن مىگردد كه : حمل كه عبارت است از اتّحاد دو امر مختلف در يك جهت ، هيچگاه بين دو وجود مختلف نفسى تحقق نمىيابد ، بلكه تحقق آن در وجود نعتى است بدين ترتيب كه يكى از دو امر مختلف بايد ناعت باشد و ديگرى منعوت ، به عبارت ديگر ، يكى از دو جزء ، ذات است با وجود نفسى ( فى نفسه ) خود ، و ديگرى وصف است با وجود نفسى خود ، و هر دو در وجود نعتى ، كه آن نعت به ذات مىبخشد ، اتحاد مىيابند . اين همان معنى است كه در بين اهل منطق گويند : قضيه به دو عقد تجزيه مىشود ، يكى عقد وضع كه در آن جز ذات چيزى معتبر نيست و هر چه در عقد وضع باشد صرفاً عنوانى است كه به ذات اشاره دارد ، و ديگرى عقد حمل كه در آن تنها وصف معتبر است .
در اينجا نوع ديگرى از حمل وجود دارد كه حكيم آن را حمل حقيقت و رقيقت مىنامد و مبتنى بر اتحاد موضوع و محمول است در اصل وجود و اختلاف آن دو در
هامش
( 1 ) . شائع از آنرو ناميده مىشود كه در محاورات متداول بين مردم بهكار مىرود و صناعى از آن جهت كه در علوم و فنون و صناعات ، استعمال دارد