مىكند . از سخنوران عهد اليزابت « پرستن « 1 » » از داستان كبوجيه نمايشنامهاى ترتيب داده است . « مارلو » در نمايشنامهء « تيمور لنگ « 2 » » خويش نامها و صحنه - هاى ايرانى به كار برده ؛ و شكسپير در درام شاه لير از « جامههاى ايرانى » ، در تاجر و نيزى از « شاهزادهء ايرانى » ، و در كمدى اشتباهات از « مسافرت به ايران » سخن رانده است . ميلتن در دفتر سوم از منظومهء بهشت بازيافتهء خويش تاريخ قديم ايران را بطور خلاصه آورده است . گذشته از اين ، در منظومهء بهشت گمشده به « اكباتان » ( همدان ) ، هيس پهان « 3 » ( اصفهان ) ، « توريز « 4 » » ( تبريز ) ، و كسبين « 5 » ( قزوين ) اشاره كرده است . چنين مىنمايد كه شلى « 6 » در ساختن منظومهء « الستور « 7 » » خاطرهء ضعيفى از تالارهاى ستوندار تخت جمشيد در ذهن خويش داشته است .
بايرون « 8 » نيز در منظومهء « جاور « 9 » » و لندور « 10 » در منظومهء « گبير « 11 » » به آيين زردشت كه كيش باستانى ايران است نظر داشتهاند . « ماتيو آرنولد « 12 » » و « ادمندگاس « 13 » » در عالم شعر و شاعرى مسحور فردوسى گشتهاند . ده دوازده مورد ديگر از تأثير ايران در شاعران انگلستان را مىتوان نام برد كه معروفترين همه « تامس مور « 14 » »
هامش
( 1 ) .Thomas Preston( 2 ) .Tanburlaine( 3 ) .Hispahan( 4 ) .Tauris( 5 ) .Casbeen( 6 ) .Shelley( 1792 - 1822 ) ، از شاعران نامى انگلستان . م
( 7 ) .Alastor( 8 ) .Byron( 1788 - 1824 ) ، از شاعران بسيار معروف انگلستان ، كه جان خود را در راه استقلال يونان از دست داد . م
( 9 ) .Giaour( 10 ) .Walter Savage Landor( 1775 - 1864 ) ، نويسنده و شاعر انگليسى . م
( 11 ) .Gebir( 12 ) .Matthew Arnold( 1822 - 1888 ) ، از شاعران و نقادان و نويسندگان بزرگ انگلستان در قرن نوزدهم . م
( 13 ) .Sir Edmond Gosse( 1849 - 1928 ) ، شاعر و محقق انگليسى ، و سرايندهء منظومهاى به نام « فردوسى در تبعيد » . م
( 14 ) .Thomas Moore( 1779 - 1852 ) ، شاعر ايرلندى كه در 1817 منظومهاى به نام لالهرخ منتشر كرد ، و از اين راه سخت بلند آوازه شد . لالهرخ عبارت است از يك سلسله افسانهء منظوم كه شاعر آنها را با داستانى منثور به هم پيوند داده است . لالهرخ ، دختر اورنگ زيب پادشاه معروف هندوستان ، را از دهلى به كشمير مىبرند تا او را به عقد شاهزادهاى درآورند . در راه شاعرى جوان كه از مردم كشمير است و فرامرز نام دارد شاهزاده خانم را با گفتن چهار افسانهء شيرين سرگرم و سر - انجام مفتون خود مىسازد . اين چهار افسانه عبارتند از « پيامبر نقابدار خراسان » ، كه همان داستان مقنع معروف است ؛ « بهشت و پرى » ؛ « آتشپرستان » ؛ و « روشنايى حرم » . در پايان كار معلوم مىشود كه آن شاعر كشميرى خود « شاه داماد » بوده كه خويشتن را عمدا به صورت افسانهسرا درآورده بوده است . م