به شمار مىرود . فردوسى شاعر ايرانى در شاهنامه سخن خود را از قيد تركيبات زبان تازى رها ساخته است و اين كار كه بعدها مرسوم شد نظير اقدامى است كه شاعر بريتانيايى كرد و از به كار بردن لغتهايى كه منشأ آنها فرانسوى و نورمانى بود خوددارى نمود .
در مورد بعضى از لغتهايى كه ما امروز در زبان انگليسى به كار مىبريم تا حدى مديون زبان فارسى هستيم 4 . كلمهء بسيار مصطلح « وان » كه به معنى ارابهء باركش يا واگون بارى است اختصارى است از واژهء كاروان فارسى ( وجه اشتقاق عاميانهء كاروان در زبان انگليسى ) « كرى وان « 1 »
« carry - van
؛ همچنين كلمهء تياره
tiara
و شاه
Shah
و بخشش
bakhshish
و مجيك
magic
( به معنى سحر و جادو ) كه مأخوذ از مىجاى
magi
( جمع مگوس - مجوس ) مىباشد در اصل فارسى هستند . لغت بازار
bazaar
از كلمات رايج انگليسى است و لغت شال
shawl
و سش
sash
( به معنى زنار و كمربند و دستار ) و آنينگ « 2 »
awning
( به معنى سايبان كرباسى يا چادر ) و « توركوئيز » ( به معنى فيروزه « 3 » ) و تافته
taffeta
« 4 » از لغاتى هستند كه گنجينهء زبان ما از آنها آكنده است همچنانكه بازارهاى ما پر از مسماهاى اين اسمهاست .
محصولاتى از قبيل پرتقال و ليمو و خربوزه و هلو ( لغت اخير را كه به انگليسى پيچ
peach
گويند تصحيفى است از كلمهء لاتينى مالوم پرسيكوم -
Malum persicum
كه از راه زبان فرانسه داخل زبان ما شده است ) نه تنها مأخوذ از نامهاى ايرانى است بلكه خود اين ميوهها نيز در اصل از ايران به اروپا و امريكا آمده است .
در ميان سبزيها لغت سپينچ
spinach
( اسفناج ) فارسى است ، و لغت اسپرگس
asparagus
( مارچوبه ) كلمهاى است كه ظاهرا ريشه به واژهء يونانى اسپاركوس مىبرد و اين واژه نيز نسبت به سپارقه
sparegha
« نهال و ساقه » اوستايى مىرساند . با اينهمه بايد اين ، نكته را در اينجا يادآور شوم كه اين گياه از هنگامى كه در مغرب زمين كاشته شده بسى بر لطافت آن افزوده شده است و اين نكتهاى كه در مقام مقايسهء مارچوبهء فرنگى با مارچوبهاى كه اكنون در ايران
هامش
( 1 ) .carryدر زبان انگليسى به معنى بردن و حمل كردن است . م
( 2 ) . بنابر فرهنگ بزرگ آكسفرد آنينگ مأخوذ از آون يا آونگ ( معلق و آويزان ) فارسى است . م
( 3 ) . بنابر فرهنگ بزرگ آكسفرد ، لغت انگليسى توركوئيز ، به معنى فيروزه ، مأخوذ از لغتpierre turquoiseبه معنى سنگ تركى است ؛ زيرا فيروزه را نخستين بار در تركستان يافتهاند . م
( 4 ) . « پارچههاى نازك سفيد » . جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، تأليف لسترينج ، ترجمهء محمود عرفان ، صفحهء 51 . م