به سه ريال مىرسد .
كمتر سالى مىگذرد كه در اردوگاهها كسى دچار عقرب زدگى نشود . در هيچ كشورى به اندازهى ايران عقرب پيدا نمىشود ، آن هم عقربهايى با جثههاى بزرگ و بسيار سمى .
كثرت عقرب به اندازهاى است كه در بعضى نواحى مىتوان شرطبندى نمود كه در زير هرسنگ بالنسبه بزرگى كه علفزارها به آن ختم مىشود لااقل يك عقرب وجود دارد . با اين وصف ، به خصوص در فصل تابستان براى احتراز از مبتلا شدن به تبهاى باتلاقى و اسهال اردو زدن در علفزارها را بر زمينهاى پست و گود ترجيح مىدهند . همچنين براى دور كردن خزندگان خاك زير چادرها را بالا مىآورند ، اما چون غالبا از اين كار نتيجه گرفته نمىشود اشخاصى كه قدرت مالى دارند دستور ساختن تختهپوش را مىدهند . تختهپوش عبارت از كلبهى چهارگوشى است كه از الوار ساخته مىشود و بر روى چهار ديرك قرار دارد . ارتفاع اين كلبهها از زمين بيش از بيست پا مىباشد و به وسيلهى نردبام به درون آن مىروند . علاوه بر آنكه هواى كلبهها خيلى سالمتر از هواى چادرها است ، اشخاص از شر مگس و به خصوص پشه هم در امانند . هواى چادرها به سبب مجاورت با زبالهدانى كه غالبا كثافات براى مدتى در آنجا باقى مىمانند ، ناسالم است . حشرات هم براى كسانى كه وسيلهى دفاع در مقابل نيش اين حيوانات موذى را ندارند ، يك مصيبت واقعى است . در هيچ جاى دنيا به اندازهى جلگههاى ايران و به خصوص در حوالى بحر خزر حشراتى اينچنين گرسنه پيدا نمىشود . هنگامى كه عقربى داخل چادر مىشود كسى كه آن را ديده سعى مىكند آن را بگيرد و تا آنجا كه برايش ممكن است آن را دنبال مىكند . حال چنانچه موفق به گرفتنش نشد دو دست را بر هم مىزند و به اين علامت تمام افراد اردو با دست زدن پاسخ مىدهند و به سوى سمتى كه صدا از آنجا بلند شده است ، متوجه مىشوند . حتى اگر تعداد افراد اردو صد هزار نفر هم باشد در ظرف كمتر از دو دقيقه همه آگاه مىشوند كه در فلان نقطه عقربى ديده شده است و همين عدم اطمينان باعث مىشود كه ديگر به خواب
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 305
مساهمون: گاسپار دروويل
ص٣٠٥