خواندن نماز گذرانده باشند ، فرداى آنروز يا هرموقعى كه آمادگى داشته باشند بايد به تعداد نمازهاى نخوانده نماز قضا به جاى آورند .
زنها نيز چنين حالى دارند و در دوران عادت ماهانه از خواندن نماز ممنوع هستند . آنها پس از تطهير كه لااقل دو روز پشت سر هم بايد به عمل بيايد ، مانند مردها نمازهاى فوتشده را به تعداد روزهايى كه از آن منع شده بودند به جاى مىآورند .
زنها معمولا شبهاى جمعه بر سر قبر پدر و مادر و زنهاى بيوه بر سر قبر شوهر از دسترفتهشان مىروند و دعا و گريه سر مىدهند . اين مراسم كه معمولا از ساعت سه يا چهار بعد از ظهر شروع و تا غروب آفتاب ادامه دارد ، بيشتر از روى عادت است تا اعتقاد واقعى و چون جنبهى تظاهر دارد بايد با دادوفرياد همراه باشد . برخى از زنها لباسهاى خود را پاره مىكنند و موهاى سر خود را مىكنند . هرچه جيغ و داد بيشتر باشد نمايانگر دلبستگى بيشتر آنها نسبت به شوهر فقيدشان است . در اينروز پانصد تا ششصد زن در كنار قبور زانو مىزنند و فرياد و فغان راه مىاندازند و بر مزار عزيزان آب مىپاشند و گل مىريزند . ديدن چنين منظرهاى براى يك اروپايى بسيار شگفتآور است اما تاثر و تالمى كه از ديدن اين مناظر دست مىدهد مدت زيادى طول نمىكشد زيرا كه همين زنان هنگام مراجعت به شهر جملگى شاد و خندانند و در رفتار آنها علايم شادمانى كامل به خوبى آشكار است .
مردها هم غالب اوقات بر مزار زنهاى محبوبشان مىروند و گريه مىكنند اما در اينجا ناچار به ذكر اين مطلبم كه مردها بر خلاف زنها كه در اين قبيل مواقع با ادا و اصول مىخواهند جلب توجه كنند حالت اندوه عميق و حيرتزدگى واقعى دارند و از اين نوع حركات احتراز مىنمايند .
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 125
مساهمون: گاسپار دروويل
ص١٢٥