عزت و جلالت سوگند ، و حاجتهاى آنها را تأخير نمىاندازى و جز تو كسى آن را برآورده نسازد . خدايا ! مرا و ايستادنم و ذليلانه ايستادنم در برابر خودت را مىبينى ، تو از ضمير من آگاهى و آنچه را كه در دلم است و آنچه را كه امر دنيا و آخرتم را اصلاح كند ، مىدانى . خدايا ! ياد مرگ و وحشتهايى كه از آن آگاهيم و ايستادن در پيشگاه تو ، خوردن و نوشيدن را بر من ناگوار كرده است ، بهطورىكه آب دهانم را نتوانم فروبرم و راحتى را از من گرفته و خواب از چشمم ربوده است . چگونه بخوابد كسى كه در شبوروز بيم آمدن ملك الموت را دارد ، بلكه چگونه عاقل بخوابد ، حال آنكه ملك الموت شبوروز نمىخوابد و روح او را در شب و در هر لحظه طلب مىنمايد ؟ » .
امام زين العابدين عليه السّلام بعد از اين دعا به سجده مىرفت و گونهء خود را به خاك مىچسباند و مىگفت :
أسألك الرّوح و الرّاحة عند الموت ، و العفو عنّي حين ألقاك .
« از تو مىخواهم رحمت و راحتى هنگام مرگ را ، و اينكه وقتى تو را ملاقت مىكنم ، مرا عفو كنى » .
گزيده مفتاح الفلاح ( كليد رستگارى ) ( فارسى ) — صفحة 276
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٢٧٦