آورده بود . او تو را خواند و گفت مشكلات به من روى آورده و تو مهربانترين مهربانانى ، پس دعاى او را مستجاب كردى و ناراحتىهايى را كه داشت ، بر طرف ساختى و خاندانش را به او بازگرداندى و همانندشان به آن افزودى . او كه بندهء تو بود ، تو را خواند و من هم كه بندهء توام ، تو را مىخوانم ، او كه بندهء تو بود ، از تو درخواست كرد و من هم كه بندهء توام ، از تو درخواست مىكنم كه بر محمد و آل محمد درود فرستى و مشكل مرا بر طرف كنى ، چنانكه مشكل او را بر طرف نمودى و دعاى مرا اجابت نمايى ، چنانكه دعاى او را اجابت كردى ، و تو را مىخوانم به آن دعايى كه يوسف تو را بدان خواند ، هنگامى كه ميان او و اهلش جدايى انداختى و هنگامى كه او در زندان بود . او كه بندهء تو بود ، تو را خواند و من هم كه بندهء توام ، تو را مىخوانم و او كه بندهء تو بود ، از تو درخواست كرد و من هم كه بندهء تو هستم ، از تو درخواست مىكنم كه بر محمد و آل محمد درود فرستى و مشكل مرا بر طرف سازى ، چنانكه مشكل او را بر طرف كردى و دعاى مرا اجابت كنى ، چنانكه دعاى او را اجابت نمودى ، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و در حق من اين كارها را انجام بده » . و حاجات خود را مىطلبى .
سپس دو ركعت آخر نافلهء عصر را مىخوانى و بعد از آن يا من اظهر الجميل
گزيده مفتاح الفلاح ( كليد رستگارى ) ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص١٧٨