9 - باب الملك و الطَّائر فنزة
[ 1 ] راى گفت برهمن را : شنودم مثل كسي كه دشمنان غالب و خصوم قاهر به دو محيط شوند و مفزع و مهرب [ 2 ] از همهء جوانب متعذّر باشد و او بيكي ازيشان طوعا أو كرها استظهار جويد و با او صلح پيوندد ، تا از ديگران برهد و از خطر و مخافت ايمن گردد ، و عهد خويش در آن واقعه با دشمن بوفا رساند ، و پس از ادراك مقصود در تصوّن نفس بر حسب خرد برود ، و بيمن حزم و مباركي خرد از دشمن مسلَّم ماند . اكنون باز گويد داستان اصحاب حقد و عداوت كه از ايشان احتراز و مجانبت نيكوتر يا با ايشان انبساط و مقاربت بهتر ، و اگر يكي از آن طايفه [ 3 ] گرد استمالت بر آيد بدان التفات شايد نمود و آن را در ضمير جاى بايد داد يا نه ؟
برهمن گفت : هر كه بمادّت روح قدس [ 4 ] مستظهر شد و بمدد عقل كلّ مؤيّد گشت در كارها احتياطي هر چه تمامتر واجب بيند و مواضع خير و شرّ و نفع و ضرّ اندر آن نيكو بشناسد ، و بر تمييز او پوشيده نماند كه از دوست مستزيد [ 5 ] و قرين آزرده تحرّز ستوده تر و از مكامن غدر و
شرح
[ 1 ] . فنزه در اساس فئره بوده است بقرمزي نقطه افزوده و بدل به قبّره كردهاند . در اينكه اسمي بوده كه بر مرغي گذاشته بودهاند ، و نوع مرغ مراد نبوده ، و اين اسم از دو هجا ، اوّلي بلند و دومي كوتاه ، به وزن تن ت ، مركَّب بوده شكّ نيست . در نسخ قديم و متون معتبر عربي و ترجمه هاى عبري و سرياني فنزه و پنزه آمده است .
تحقيق مفصّلتر در تعليقات عرضه خواهد شد .
[ 2 ] . مفزع و مهرب پناهگاه و راه فرار و گريزگاه .
[ 3 ] . از آن طايفه در اساس : از طايفه .
[ 4 ] . روح قدس 2 و مج : روح القدس . سابقا ( 26 / 11 ) نيز به صورت روح قدس بود ، نه روح قدسي و نه روح القدس . از موازنهء عقل كلّ بر ميآيد كه نصر اللَّه منشي چنين ميگفته و مينوشته است .
[ 5 ] . مستزيد 80 / 9 ح و 157 / 3 ديده شود . در ترجمهء يميني ( ص 436 ) آمده است كه چون ( حسنك ) به نيشابور رسيد سياستي آغاز نهاد كه اگر زياد مشاهدت كردي از سياست خويش مستزيد گشتي . در اصل عربي تاريخ يميني همچنين است : ساس أهلها سياسة لو عاش اليها زياد لعاد الى سياسته به عين استزادته ( الفتح الوهبي ج 2 ص 323 ) .