اساس محبّت مؤكَّد و مستحكم شود . و خردمند روشن راى در هر دو باب بر قضيّت فرمان حضرت نبوّت رود - قال النّبيّ صلى اللَّه عليه و على آله « أحبب حبيبك هونا ما ، عسى أن يكون بغيضك يوما ما ؛ و أبغض بغيضك هونا ما ، عسى أن يكون حبيبك يوما ما » [ 1 ] . نه تألَّف [ 2 ] دشمن فرو گذارد و طمع از دوستي او منقطع گرداند و نه بر هر دوستي اعتماد كلَّي جايز شمرد و بوفاى او ثقت افزايد ، و از مكر دهر و زهر چرخ در پريشان گردانيدن آن ايمن شود . و امّا عاقبت انديش التماس صلح و مقاربت دشمن را غنيمت پندارد چون متضمّن دفع مضرّتي و جرّ منفعتي باشد براى اين اغراض كه تقرير افتاد . و هر كه در اين معاني وجه كار پيش چشم داشت و طريق مصلحت بوقت بديد بحصول غرض و نجح مراد [ 3 ] نزديك نشيند ، و بفتح باب دولت و طلوع صبح سعادت مخصوص گردد . و از قرائن و أخوات آن حكايت گربه و موش است . راى پرسيد كه : چگونه است ؟
گفت :
آوردهاند كه بفلان شهر درختي بود ، و در زير درخت سوراخ موش ، و نزديك آن گربه اي خانه داشت ؛ و صيّادان آنجا بسيار آمدندي . روزي صيّاد دام بنهاد ، گربه در دام افتاد و بماند . و موش بطلب طعمه از سوراخ بيرون رفت . بهر جانب براى احتياط چشم ميانداخت و راه سره ميكرد [ 4 ] ، ناگاه نظر بر گربه افگند . چون گربه را بسته ديد شاد گشت .
در اين ميان از پس نگريست راسوي از جهت او كمين كرده بود ؛ سوى درخت التفاتي نمود
شرح
[ 1 ] . أحبب حبيبك . . . دوست بدار دوست خويش را بنرمي و بميانه روي ، شايد كه روزي دشمنت باشد ؛ و دشمن دار دشمن خويش را بنرمي و بميانه روي ، باشد كه روزي ترا دوست گردد . ترجمهء منظومي از اين حديث پيغمبر ( يا گفتار عليّ بن ابي طالب ) درهامش شرح ابيات كليله نسخهء مجلس ( ورق 33 ) و در متن نسخهء 3 منقول است و گويندهء آن در اوّلي خواجه امام رشيد كاتب ( ظ رشيد وطواط ) معرّفي شده است :با ولي راز گشادن نه رواست
با عدو غايت خصمي نه نكوست
باشد احوال بگردد روزي
دوست دشمن شود و دشمن دوست[ 2 ] . تألَّف اظهار تمايل بر دوستي كردن و خود را دوست جلوه دادن و سازگاري نمودن .
[ 3 ] . نجح مراد رجوع شود به 252 / 1 ح .
[ 4 ] . راه سره ميكرد در همهء نسخي كه اين جمله هست به همين طور است ، و از سياق كلام بر ميآيد كه بمعني راه پاك كردن ، راه جستجو كردن ، به راه سرك كشيدن يا چيزي ديگر از اين قبيل باشد .