فلو كنت محصوبا بدومة مدنفا * أداوى بريق من سعاد شفانى « 1 »
دومريّه
[ د م ر ى ى ] با راى بىنقطه و ياء نسبت مشدد . نام جزيرهاى در ميان رود نيل مصر است ، و در آنجا ديه غنّا است كه پردرخت مىباشد . و آغاز صعيد مصر به شمار مىآيد و خدا داناست .
دوميس
« 2 » [ - ] بخشى در ارّان ميان « برذعه » و « دبيل » است .
دومين
[ د م ] و [ د م ] به دو وزن جمع و تثنيه نقل شده است ، و در حديث قصر صلاة ( شكسته خواندن نماز ) از كتاب صحيح مسلم آمده است .
نام ديهى است به گفتهء قاضى عياض در شش فرسنگى حمص .
دونق
[ د ن ] ديهى در نهاوند با باغ و بستان كه دو ميل با نهاوند فاصله دارد . از آنجاست : عمير پسر مرداس دونقى كه از عبد اللّه پسر نافع يار مالك بن انس حديث آرد . بو عبد اللّه محمد پسر عيسى پسر ديژك بروجردى و جز وى از او روايت كنند . در دونق رباطى از آن صوفيان هست كه آن را بو القاسم نصر پسر منصور پسر حسن دونقى « 3 » برپا ساخت . سلفى او را ديده است . و از ياران عبد اللّه پسر على پسر موسى حنفى ززّى بود . و در مصر از ثروتمندان مرفّه به شمار مىرفت .
دونكان
[ د ن ] با نون پايانين نام شهرهايى است در پشت فلج . ابن مقبل آن را در اين شعر ياد كرده است :
يكادان بين الدّونكين و ألوة * و ذات القتاد الخضر يعتلجان « 4 »
ابن سكّيت گويد « دونكان » دو درّه هستند در سرزمين بنى سليم . أزدى گويد : « دونكان » اسم يك جايگاه است نه دو جايگاه .
دون
[ - ] با نون پايانى نام ديهى در كارگزارى « دينور » . بدانجا نسبت دارد بو محمد عبد [ 630 ] الرحمن پسر محمد پسر حسن پسر عبد الرحمن پسر على پسر احمد پسر اسحاق پسر وشيه دونى « 5 » صوفى عبد الوهاب ، او راويهء ( روايت گزار ) كتابهاى بو بكر سنى دينورى بود . بو طاهر پسر سلفه از او روايت كرده ، گويد : زاد روزش را پرسيدم گفت در رمضان 427 بوده است . او آخرين كس است كه از بو عبد الرحمن نسوى در جلّق ، كتاب او را روايت كرده است . و مردم به نزد او مىرفتند . من در شهر دون در سال 500 آن كتاب را بر او قرائت كردم . او در رجب 501 درگذشت .
دونه
[ ن ] نام ديهى در نهاوند است كه برخى از صالحان بدان نسبت داده شدهاند . اين شهر و شهر پيشين را حازمى ، همانند هم ياد كرده است .
دونه نيز ديهى به همدان است و نسبت بدان دونى مىباشد ، ليكن نسبت به دونهء نهاوند دونقى است .
بو زكريا ابن منده گويد : دونه ديهى ميان همدان و دينور است ، كه ده فرسنگ يا پانزده فرسنگ از همدان دور است . و از آنجا تا دينور ده فرسنگ است . و آن جا را از روستاى همدان نيز شمردهاند .
شيرويه گويد :
1 - احمد بن حسين پسر عبد الرحمن صوفى بو الفرج دونى « 6 » در رجب 459 نزد ما آمد و از بو سكّار كتابهاى بو بكر سنّى را روايت مىكرد ولى من موفق به سماع از او نشدم . او مردى راستگو و بزرگوار بود ؛
2 - عمر پسر حسين پسر عيسى پسر ابراهيم بو حفص دونى « 7 » صوفى ساكن صور بود و از بو محمد حسن پسر محمد پسر احمد پسر جميع در صيدا ، و از بو الفرج عبد الوهاب پسر حسين پسر برهان عراّف ، در صور برشنود . غيث پسر على نيز از او حديث آورده است .
زاد روزش را از او پرسيدند در پاسخ گفت سال 400 بوده است . او به سال 481 درگذشت . او به مذهب سفيان بود .
3 - نيز از آنجاست بو محمد عبد الرحمن پسر محمد پسر حسين پسر عبد الرحمن پسر على پسر احمد پسر اسحاق دونى « 8 » صوفى زاهد . بو زكريا گويد او از خاندان زهد و پوشيدگى و بندگى خدا بود . زاد روزش سال 427 و مرگش به سال 501 بوده است . او روايت بسيار آورد و كتابهاى بسيار برشنود .
دوّ
[ د و و ] سرزمينى بىآب و علف ميان بصره و مكه كنار راه با چهار شب فاصله است . نه كوه دارد نه شنزار و نه هيچ . نصر آن را چنين توصيف كرده است . امّا من چنان مىبينم كه [ 631 ] اين توصيف واقعى نيست زيرا كه دوبنا به نقل ازهرى از اصمعى زمين هموار را
هامش
( 1 ) . اى أسلم از پيرى و پوسيدگى در « دومة خبت » بيمار شدم اگر در « دومة مدنف » با آب دهان و ريشهء سعاد مداوا مىكردم شفا مىيافتم .
( 2 ) . احسن ع ص 382 ترجمه ص 568 .
( 3 ) . ش . ش : 3188 نقل از همين معجمد . ن . ك : معجم السّفر ص 376 .
( 4 ) . تقريبا ميان دو « دونك و « ألوه » و « ذات القتاد الخضر » قرار دارند . ن . ك : چ ع 1 : 354 : 5 .
( 5 ) . ش . ش : 1464 نقل از لباب 1 : 517 .
( 6 ) . ش . ش : 201 نقل از همين معجمد .
( 7 ) . ش . ش : 2095 نقل از همين معجمد .
( 8 ) . ش . ش : 1464 نقل از لباب 1 : 517 .