تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
« دار الفيل » و « باب كلواذا » بنيان نهاد ؛ بر بالاى آن بالكنى بساخت كه بر « دار الفيل » مشرف بود و صحنى بزرگ داشت . روزى طايع در آن بالكن بود كه جنازهء ابو بكر عبد العزيز پسر جعفر زاهد معروف به « غلام خلّال » را ديد كه مىبردند ، چون طايع چيزى شگفت انگيز در آن ديده بود ، دستور داد او را در همان صحن به خاك كردند و دار الفيل را وقف بر آن نمود و گسترش داد . اين گور هنوز برجاست ولى از « باب خاصه » اثرى نمانده است . پس از اين دروازه براى براى دار الخلافه « باب المراتب » است . نام اين دروازه‌ها همگى در تاريخ ثبت شده است .

باب دستان

[ ب د ] با سين بىنقطه و تاى دو نقطه بالا ؛ جايگاهى نامبردار در سمرقند است . از منسوبان بدانجا است : ابو الحسن على پسر حسن پسر نصر پسر خراسان پسر عبد الله باب دستانى . فقيهى حنفى فاضل راستگو بود و به سمرقند در صفر 368 درگذشت .

بابرتى

[ ب تا ] با تاى دو نقطه بالا و الف كوتاه پايانين . ديهى از كارگزارى دجيل بغداد است . از منسوبان بدانجا است : ابو القاسم هبة اللّه پسر محمد پسر حسن پسر ابو الاصابع حربى بابرتى او در ديه بابرتا بزادو در « حربيه » بغداد بزرگ شد . ابو سعد او را از استادان خود به شمار آورده است .

بابرت

« 1 » [ ب ] ديهى بزرگ و شهرى زيبا از بخشهاى ارزن روم [ 445 ] از بخشهاى ارمنستان است . گزارش آن را يكى از مردان فقيه آن شهر ، به من داد .

بابسير

[ ب ] با سين بىنقطه . شهرى در بخشهاى اهواز است . از منسوبان بدانجا : ابو الحسن على پسر بحر پسر برى بابسيرى است ، كه از ابن عيينه روايت مىداشت و به سال 234 درگذشت . بابسير ؛ نيز از ديه‌هاى واسط و يا اهواز است . ابو سعد آن را پس از واژهء نخست ياد كرده گويد : بدانجا منسوب است : 1 ) ابو بكر محمد پسر احمد پسر محمد پسر موسى بابسيرى 2 ) محمد پسر كامل بابسيرى است . كه حسن پسر على پسر محمود پسر شيرويهء دادرس شيرازى از وى روايت دارد .

باب الشام

[ ب ش شا ] بخشى بود در كرانهء باخترى بغداد . بدانجا نسبت دارد : ابو عبد اللّه محمد پسر ابراهيم پسر كثير صيرفى بابشامى ، كه از ابو نواس شاعر روايت مىنمود . ( 5 )

بابش

[ ب ] باشين نقطه‌دار . به گمان بو سعد از ديه‌هاى بخارا است . از منسوبان بدانجا : بو اسحاق ابراهيم پسر محمد پسر اسحاق پسر عبد اللّه پسر جدير بابشى است كه در 303 درگذشت .

باب الشعير

[ ب ش ش ] بخشى از بغداد ، بالاى مدينهء منصور بوده است . گويند كشتيها از موصل و بصره در آنجا لنگرگاه داشتند . ناحيتى كه امروز ( سدهء هفتم ) در بغداد به نام باب الشعير خوانده مىشود ، از دجله بدور است ، از دجله تا بدانجا ويرانه‌هاى بسيار حريم و بازار بيمارستان فاصله دارد . برخى از راويان نيز بدان نسبت دارند .

باب شورستان

[ ب ر ] بخشى در مرو است .

باب شير

باى دوم بىحركت است . ديهى در يك فرسنگى مرو است : بدانجا نسبت دارد : ابراهيم پسر احمد پسر على بابشيرى كه به سال 306 درگذشت .

باب الطاق

[ ب ط طا ] بخشى بزرگ در بغداد خاورى كه به « طاق اسماء » شناخته مىشود كه در جايش ياد شده است .
هامش
( 1 ) . بابرت ( لسترنج : 126 . ) .