« دار الفيل » و « باب كلواذا » بنيان نهاد ؛ بر بالاى آن بالكنى بساخت كه بر « دار الفيل » مشرف بود و صحنى بزرگ داشت .
روزى طايع در آن بالكن بود كه جنازهء ابو بكر عبد العزيز پسر جعفر زاهد معروف به « غلام خلّال » را ديد كه مىبردند ، چون طايع چيزى شگفت انگيز در آن ديده بود ، دستور داد او را در همان صحن به خاك كردند و دار الفيل را وقف بر آن نمود و گسترش داد . اين گور هنوز برجاست ولى از « باب خاصه » اثرى نمانده است . پس از اين دروازه براى براى دار الخلافه « باب المراتب » است . نام اين دروازهها همگى در تاريخ ثبت شده است .
باب دستان
[ ب د ] با سين بىنقطه و تاى دو نقطه بالا ؛ جايگاهى نامبردار در سمرقند است .
از منسوبان بدانجا است : ابو الحسن على پسر حسن پسر نصر پسر خراسان پسر عبد الله باب دستانى . فقيهى حنفى فاضل راستگو بود و به سمرقند در صفر 368 درگذشت .
بابرتى
[ ب تا ] با تاى دو نقطه بالا و الف كوتاه پايانين . ديهى از كارگزارى دجيل بغداد است .
از منسوبان بدانجا است : ابو القاسم هبة اللّه پسر محمد پسر حسن پسر ابو الاصابع حربى بابرتى او در ديه بابرتا بزادو در « حربيه » بغداد بزرگ شد . ابو سعد او را از استادان خود به شمار آورده است .
بابرت
« 1 » [ ب ] ديهى بزرگ و شهرى زيبا از بخشهاى ارزن روم [ 445 ] از بخشهاى ارمنستان است . گزارش آن را يكى از مردان فقيه آن شهر ، به من داد .
بابسير
[ ب ] با سين بىنقطه . شهرى در بخشهاى اهواز است . از منسوبان بدانجا : ابو الحسن على پسر بحر پسر برى بابسيرى است ، كه از ابن عيينه روايت مىداشت و به سال 234 درگذشت .
بابسير ؛ نيز از ديههاى واسط و يا اهواز است . ابو سعد آن را پس از واژهء نخست ياد كرده گويد : بدانجا منسوب است :
1 ) ابو بكر محمد پسر احمد پسر محمد پسر موسى بابسيرى 2 ) محمد پسر كامل بابسيرى است . كه حسن پسر على پسر محمود پسر شيرويهء دادرس شيرازى از وى روايت دارد .
باب الشام
[ ب ش شا ] بخشى بود در كرانهء باخترى بغداد .
بدانجا نسبت دارد : ابو عبد اللّه محمد پسر ابراهيم پسر كثير صيرفى بابشامى ، كه از ابو نواس شاعر روايت مىنمود .
( 5 )
بابش
[ ب ] باشين نقطهدار . به گمان بو سعد از ديههاى بخارا است . از منسوبان بدانجا : بو اسحاق ابراهيم پسر محمد پسر اسحاق پسر عبد اللّه پسر جدير بابشى است كه در 303 درگذشت .
باب الشعير
[ ب ش ش ] بخشى از بغداد ، بالاى مدينهء منصور بوده است . گويند كشتيها از موصل و بصره در آنجا لنگرگاه داشتند . ناحيتى كه امروز ( سدهء هفتم ) در بغداد به نام باب الشعير خوانده مىشود ، از دجله بدور است ، از دجله تا بدانجا ويرانههاى بسيار حريم و بازار بيمارستان فاصله دارد . برخى از راويان نيز بدان نسبت دارند .
باب شورستان
[ ب ر ] بخشى در مرو است .
باب شير
باى دوم بىحركت است . ديهى در يك فرسنگى مرو است :
بدانجا نسبت دارد : ابراهيم پسر احمد پسر على بابشيرى كه به سال 306 درگذشت .
باب الطاق
[ ب ط طا ] بخشى بزرگ در بغداد خاورى كه به « طاق اسماء » شناخته مىشود كه در جايش ياد شده است .
هامش
( 1 ) . بابرت ( لسترنج : 126 . ) .