اسدى داد و به او گفت كه اين نامه را دو روز پس از دور شدن از مدينه باز كند . « 1 » اين گزارش نشان مىدهد كه رازدارى و پنهانكارى در برنامهريزى و عمليات جنگى از صدر اسلام وجود داشته است .
( و لا أطوي دونكم أمرا إلّا في حكم ) قاضى حق ندارد كه داورى خود را پيش از پايان جلسات دادگاه اعلام كند و در صورتى كه قاضى چنين كند ، هر يك از طرفين دعوا حق دارند ، نسبت به حكم قاضى اعتراض كنند . ( و لا أؤخّر لكم حقّا عن محلّه ) حقوق و مواجب شما و هرگونه مستحقى ديگر را از شما دريغ نمىكنم ( و لا أقف به دون مقطعه ) و آنها را بدون تأخير و پشت گوش انداختن به شما مىدهم . ( و أن تكونوا عندي في الحقّ سواء ) همه شما نزد من يكسان هستيد و يكى را به دليل قدرت و رابطه ترجيح نمىدهم . ( فإذا فعلت ذلك ) حق هرصاحب حقى را بهطور كامل و بدون تأخير به او مىدهم .
( وجبت للّه عليكم النّعمة ) هيچ نعمتى بالاتر از وجود حاكم دادگر نيست كه انسان بىگناه از خطر او در امان باشد و مجرمان از او در هراس باشند و ستمديده صاحب حق از او نيرو گيرد و نيرومند اهل باطل به دست او ضعيف شود . ( و لي عليكم الطّاعة ) فرمانبردارى از زمامدار دادگر ، فرمانبردارى از خداوند است و اين به معناى خوارى در برابر شخص حاكم يا قدرتش نيست . ( و ألّا تنكصوا عن دعوة ) من به راه خدا و حق دعوت مىكنم . ( و لا تفرّطوا في صلاح ) در امر جهاد و پاسبانى از مرزها در برابر دشمن كوتاهى
هامش
( 1 ) . مجمع الزوائد : 6 / 198 ؛ الطبقات الكبرى : 2 / 10 و 50 ؛ السيرة النبوية : 2 / 366 و 4 / 692 ؛ الاستيعاب : 1 / 43 .