مىشود در اين صورت بعد از كشف خلاف آن عمل مجزى است و نيازى به اعاده ندارد چون كمبودى ندارد ولى اين از محل بحث خارج است و در يك مورد خاصى تصادفا اين خاصيت براى قطع پيدا شده اما نوعا قطع طريق الى الواقع است و عند كشف الخلاف عمل مجزى نيست .
پايانبخش اجزاء
المسألة الثانية : مقدمة الواجب ، تحرير النزاع
مسئلهء دوم از مسائل پنجگانه باب غير مستقلات عقليه مسئله مقدمهء واجب است كه يكى از قديمترين و معروفترين و دقيقترين مباحث علم اصول است و در رابطه با مقدمه واجب يك مقدمه داريم و نه مطلب اصلى و يك خاتمه بعنوان نتيجه .
اما مقدمه : جناب مظفر در اين مقدمه سه مطلب را عنوان مىكنند كه ما به منظور تكميل مطلب مباحث اين بخش را تحت عنوان هفت سؤال و جواب ارائه مىكنيم :
سؤال اول : آيا مسئله مقدمه واجب از مسائل علم اصول است يا از مسائل علم فقه ؟ يا علم كلام ؟
جواب : طبق عباراتى كه قدماء داشتند كه آيا مقدمهء واجب واجب است يا نه ؟ مسئله يك مسئله فقهيه خواهد بود مثل بحث از اينكه صلاة الجمعة واجبه ام لا . زيرا بحث فقهى آن است كه موضوع آن فعلى از افعال مكلفين و محمولش حكمى از احكام شرعيه باشد و در عنوان بالا موضوع مقدمه واجب است مثل نصب سلم كه فعل المكلف است و محمول « واجبه » است كه حكمى از احكام تكليفيه است . پس مسئله ، مسئلهء فقهى است و طرح آن در اصول ، استطرادى خواهد بود بعضىها گفتهاند كه مسئله از مسائل كلاميه است چون يك بحث عقلى است كه آيا عقلا مقدمه واجب وجوب دارد يا نه ؟ نه لفظى . و مباحث عقليه جاى بحثش در مباحث علم كلام است .
ولى جوابش آن است كه مجرد عقلى بودن يك مسئله سبب نمىشود كه كلامى باشد . خير . مسائل كلاميه صنف خاصى از مسائل عقليه است كه بحث از مبدأ و معاد مىكند و لا غير . ولى مشهور اصوليين متأخر