تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣

ترجمه

ايمان بر دو قسم است : يكى ايمانى كه در دل‌ها ثابت و برقرار ، و ديگرى كه در ميان دل‌ها و سينه‌ها ناپايدار است ، تا سرآمدى كه تعيين شده است . پس اگر از كسى بيزاريد ، او را به حال خود گذاريد تا مرگ او فرارسد ، پس در آن هنگام وقت بيزارى جستن است . و هجرت ، بر جايگاه ارزشى نخستين خود قرار دارد . خدا را به ايمان اهل زمين نيازى نيست ، چه ايمان خود را پنهان دارند يا آشكار كنند و نام مهاجر را بر كسى نمىتوان گذاشت جز آن‌كس كه حجّت خدا بر روى زمين را بشناسد . هركس حجّت خدا را شناخت و به امامت او اقرار كرد مهاجر است و نام مستضعف در دين ، بر كسى كه حجّت بر او تمام شد و گوشش آن را شنيد و قلبش آن را دريافت ، صدق نمىكند [ و معذور نيست ] . همانا كار [ ولايت ] ما اهل‌بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سخت و تحمّل آن دشوار است ، كه جز مؤمن ديندار كه خدا او را آزموده ، و ايمانش در دل استوار بوده ، قدرت پذيرش و تحمّل آن را ندارد ، و حديث ما را جز سينه‌هاى امانت پذير ، و عقل‌هاى بردبار فرانگيرد . اى مردم پيش از آن‌كه مرا نيابيد ، آنچه مىخواهيد از من بپرسيد ، كه من راههاى آسمان را بهتر از راههاى زمين مىشناسم ، بپرسيد قبل از آن‌كه فتنه‌ها چونان شترى بىصاحب حركت كند و مهار خود را پايمال نمايد و مردم را بكوبد و بيازارد و عقل‌ها را سرگردان كند .

واژه‌شناسى

العواريّ : جمع « عارية » به معناى چيزى كه به امانت گرفته مىشود .