مثاور : مهاجم و يورشگر .
ساختار ادبى
تمتنع : منصوب به « أن » مقدر بعد از « ف » است .
يصير : منصوب به « أن » مقدر بعد از « حتى » است .
كمفقودها : « ك » به معناى مثل و همه كلمه خبر براى « يصير » است .
بأعجب : « ب » زايده و « اعجب » خبر « ليس » است .
ما قدرت : جواب « لو » است .
كيف السبيل : خبر مقدم و مبتداى مؤخر است .
خاسئة ، حسيرة ، عارفة : حال براى « رجعت » هستند .
وحده لا شيء معه : « وحده » حال و جمله « لا شيء معه » بدل از آن است ؛ چه آنكه ابن هشام و ديگران ، بدل شدن جمله از مفرد را پذيرفتهاند .
شرح و تفسير
( خلق الخلائق على غير مثال خلا من غيره ، و لم يستعن على خلقها بأحد من خلقه ) مثال به معناى شبيه و همتا است . خداوند بود و با او هيچ چيز ديگرى نبود . اراده خداوند به تنهايى هستى را با همه مواد و اشكالش پديد آورد .
بنابراين شبيه و همتايى براى خداوند قابل تصور نيست . ( و أنشأ الأرض فأمسكها من غير اشتغال و أرساها على غير قرار و أقامها به غير قوائم . . . و الانفراج ) خداوند هستى را آفريد و قوانينى ثابت و دايمى در آن نهاد تا براساس آن عمل كند ؛ از جمله آنها قانون جاذبه زمين است كه نيوتن آن را كشف كرد .
قانون جاذبه سبب مىشود كه زمين در مدار خود بدون نياز به پايه و ستونى ، دور خود و دور خورشيد بچرخد . اگر سرعت چرخش زمين اندكى بيشتر