خود موجودات را اداره مىفرمايد و با فرمان خود همه را برپا مىدارد و با قدرت خود همه را استوار مىكند . سپس بدون آنكه نيازى داشته باشد بار ديگر همه را بازمىگرداند ، نه براى اينكه از آنها كمكى بگيرد ، و نه براى رها شدن از تنهايى تا با آنها مأنوس شود و نه آنكه تجربهاى بهدست آورد و نه براى آنكه از فقر و نياز به توانگرى رسد .
واژهشناسى
الأود : كژى و ناراستى .
تهافت : ريزش و سقوط .
انفرج : گشوده شد .
اسداد : جمع « سد » به معناى موانع طبيعى .
خدّ : شكافت .
المراح : محل استراحت و در صورت مضموم بودن ميم به معناى پناهگاه شتران و گاوان و ديگر چهارپايان است .
سائمها : چوپان .
متبلّدة : كودن و نادان .
اكياس : جمع « كيّس » به معناى عاقل و زيرك .
خاسئة : خوار و پست .
حسيرة : ناتوان و درمانده .
تكاد ، تتكاءد : كارى بر او سخت و گران آمد .
آده يؤده : سنگين گشت .
برأ : آفريد .