شرح و تفسير
( الحمد للّه الّذي لا تواري عنه سماء سماء و لا أرض أرضا . . . ) اگر همه اجرام آسمانى در يكجا گرد هم آيند و بر يكديگر سوار شوند ، دانش خداوند به ژرفاى آنها ، با دانش به سطح رويين آنها يكسان است . هدف از اين بند ، تأكيد بر احاطه خداوند به همهچيز و آگاهىاش از همهچيز است .
( و قد قال قائل إنّك على هذا الأمر يا ابن أبي طالب لحريص . . . ما يجيبني به ! ) ابن ميثم در شرح اين بند ، عبارتى از ابن ابى الحديد نقل مىكند : « كسى كه به امام عليه السّلام گفته بود كه تو حريص بر خلافت هستى ، سعد بن ابى وقاص است .
او در روز شورا اين سخن را گفته بود . برخى نيز گفتهاند كه اين سخن از ابو عبيده جراح است و آن را در روز سقيفه به على گفته بود . » « 1 » به هر روى ، امام عليه السّلام در پاسخ وى مىفرمايد : « انسان را به سبب تأخير [ در گرفتن ] حقش نكوهش نكنند ، بلكه سرزنش در مورد كسى روا است كه آنچه حقّش نيست ، بگيرد . » « 2 »
اين گفتگو بين امام عليه السّلام و طرف مقابل ، نشان مىدهد كه صحابه با يكديگر اختلافنظرهايى داشتند ؛ ولى همواره اختلافنظرها را با گفتگو و مناظره نشان مىدادند و از شمشير و خونريزى استفاده نمىكردند تا آنكه اختلاف طلحه و زبير و معاويه با امام عليه السّلام پيش آمد و آنان شمشير اسلام را در بين مسلمانان از نيام كشيدند و جنگ بين اهل قبله را رواج دادند .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه : 9 / 305 .
( 2 ) . « لا يعاب المرء بتأخير حقّه إنّما يعاب من أخذ ما ليس له » نهج البلاغه : حكمت 165 .