تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
مىباشيد ، امّا من شايسته‌تر و نزديكتر به پيامبر اسلامم . همانا من تنها حق خود را مطالبه مىكنم كه شما بين من و آن حائل شديد و دست رد بر سينه‌ام زديد . پس چون در جمع حاضران ، با برهان قاطع او را مغلوب كردم ، درمانده و سرگردان شد و نمىدانست در پاسخم چه بگويد . بارخدايا ، از قريش و از تمامى آنها كه ياريشان كردند به پيشگاه تو شكايت مىكنم ، زيرا قريش پيوند خويشاوندى مرا قطع كردند و مقام و منزلت بزرگ مرا كوچك شمردند و در غصب حق من ، با يكديگر هم‌داستان شدند . سپس گفتند : برخى از حق را بايد گرفت و برخى را بايد رها كرد ؛ ( يعنى خلافت حقّى است كه بايد رهايش كنى ) .

واژه‌شناسى

لا توارى : پنهان نمىكند . قرّعته : از ريشه « قرع » به معناى زدن با عصا . هبّ : شوريد و برافروخته شد . بهت : غافلگير شد .

ساختار ادبى

لحريص : خبر « إنّك » است . على هذا : جار و مجرور متعلق به « حريص » است . أن تأخذوه : تأويل به مصدر مىرود و اسم « إنّ » قرار مىگيرد . فى الحق : حرف « فى » به معناى سببيت است و چنين معنا مىدهد : تو به سبب حق مىتوانى به آن دست يازى يا از آن دست كشى .
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 492 | محمد جواد مغنية / سامي الغريري الغراوي / محمد جواد معمورى