ينحسر : آشكار مىشود و پرده از آن برداشته مىشود .
تترى : آرامآرام .
ينحتّ : فرومىريزد .
عسجديّة : طلايى .
الهمجة : مگس .
وأى : وعده داد .
ساختار ادبى
خالص : مفعول دوم براى « تخال » است .
ضاحكا : حال تاكيدى براى ضمير « يقهقه » است .
معولا : مانند قبلى است .
مرآة : مفعول ملبسة است .
أبيض : صفت براى « خطّ » است .
محدودا : حال براى ضمير « أدركته » است .
شرح و تفسير
( تخال قصبه مداري من فضّة ) پرهاى پرندگان ، از روزنههاى كوچكى بر روى پوستشان مىرويد . اين روزنهها به شكل نقطههاى سفيد بر روى پوست ديده مىشوند . پر در آغاز ، همانند گياهان در سطح پوست پرندگان مىرويد و سپس به تدريج رشد كرده تا شكل كامل آن ظاهر شود . امام عليه السّلام در اين بند به رويش پرهاى پرندگان اشاره دارد . منظور از « مدارى » تشبيه پر به دندانههاى يك شانه نقرهاى است . ( و ما أنبت عليها من عجيب داراته و شموسه خالص العقيان و فلذ الزّبرجد ) نقشى بر روى پرها ديده مىشود كه شبيه هاله