معناى حمد دائم
( اللّهمّ لك الحمد على ما تأخذ و تعطي و على ما تعافي و تبتلي . . . ) شكر و تسبيح و ستايش و تهليل بدون شك از گونههاى عبادات به شمار مىرود . اما برخى گونههاى شكر برتر و پاكيزهتر هستند ؛ خون پاكى كه در راه دين يا وطن يا عرقى كه در حين كار براى خانواده بر زمين ريخته مىشود و يا گفتار صريح و با شهامت در برابر ستمگران و يا كمك به مجاهدان . منظور امام عليه السّلام از ستايش بىپايان خداوند كه در بند بعدى از آن ياد مىكند ، همين نوع از حمد است : ( حمدا لا ينقطع عدده و لا يفنى مدده ) ستايشهاى زبانى به همراه باد مىروند و فراموش مىشوند و اما كارهاى نيك و سودمند پيوسته ماندگار و پا برجا هستند . « 1 »
( فلسنا نعلم كنه عظمتك ) ابزارهاى شناخت ما همان حواس ظاهرى و خرد باطنى ما است . خواص ظاهرى محسوسات و ماديات را درك مىكند و شنيدنىها و ديدنىها و بوييدنىها و چشيدنىها و ملموسات را دريافت مىكند و خداوند از اين ويژگىها منزه و به دور است . عقل نيز پديدههاى محدود و متناهى را درك مىكند و ذات و عظمت خداوند بىحد و مرز است . ( نعلم أنّك حيّ قيّوم ) خداوند ، زنده است و بلكه خاستگاه حيات است .
او توانا و دانا است و اراده دارد . خداوند ، خود به خويشتن استوار است و ديگران همگى به او تكيه دارند . او واجب الوجود است و به هيچچيز نياز ندارد و همگان به او نيازمند هستند . خداوند خود درباره خويش مىفرمايد :
هامش
( 1 ) .وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِرعد / 13 : 17 .