آن به دشمنانش دريغ نفرمود . خير دنيا اندك و شرّ آن آماده و فراهم آمدهاش پراكنده و ملك آن غارت شده و آبادانى آن روبه ويرانى نهاده است . چه ارزشى دارد خانهاى كه پايههاى آن در حال فروريختن و عمر آن چون زاد و توشه پايان مىپذيرد و چه لذّتى دارد زندگانى كه چونان مدّت سفر به آخر مىرسد . مردم آنچه را خدا واجب كرده جزو خواستههاى خود بدانيد و در پرداختن حقوق الهى از او يارى طلبيد .
واژهشناسى
القلعة : رحيل .
النّجعة : زمين آباد در اثر وجود مرتع فراوان پيرامونش .
ساختار ادبى
الدّنيا : منصوب به نزع خافض است .
بدار : « باء » زائده و « دار » خبر « ليست » است .
من طلبكم : جار و مجرور و متعلق به « اجعلوا » است .
من أداء حقّه : جار و مجرور و متعلق به « سألكم » است .
شرح و تفسير
( و أحذّركم الدّنيا فإنّها منزل قلعة ) شما را از حرامهاى دنيا پرهيز مىدارم كه شما از آن روزى رخت خواهيد بست . ( و ليست بدار نجعة ) دنيا را تنها براى خوردن و نوشيدن نخواهيد ؛ همانگونه كه حيوانات چنين هستند . در آن به عمل صالح پرداخته و براى خود توشه برداريد . ( و قد تزّينت بغرورها و غرّت بزينتها ) دنيا دام خويش را پهن كرده و افراد زيادى را به دام انداخته است .