العرانين : بالاى بينى در قسمت برخورد دو ابرو .
السّهوب : دشتهاى گسترده .
البيد : به همان معناى قبلى است .
الأخدود : شكافهايى در زمين .
الجلاميد : صخرهها .
الشّناخيب : قله كوهها .
الصّياخيد : صخرههاى سخت .
الأديم : سطح و رويه .
الخياشيم : سوراخهاى بينى .
المرافق : جمع « مرفق » به معناى چيزى كه از آن استفاده مىشود .
ساختار ادبى
زبدا : مفعول مطلق براى « ترغو » است .
مستخذيا : حال براى ضمير مستتر در « ذل » است .
ساجيا : خبر براى « أصبح » است .
مدحوّة : حال براى « أرض » است .
فجّر : جواب « لمّا » است .
متسرّبة : حال براى ضمير « تغلغلها » است .
متنسّما : حال براى « هوى » است .
تحولات علوم طبيعى
علماى طبيعيت مىگويند كه زمين از خورشيد جدا شده است و سپس ماه از زمين جدا شده است ؛ در حالى كه پس از رفتن انسان به ماه و مطالعه