غيب الضّمير : منظور از آن علم و يقين است .
نحلوك : به تو دادند .
الحلية : صفت .
ساختار ادبى
أن يقع : تأويل به مصدر مىرود و مفعول « حاول » است .
ردعها : جواب « إذا ارتمت » است .
و هى تجوب : واو از نوع حاليه است .
و متخلّصة : حال دوم براى عقول است .
معترفة : حال براى ضمير مستتر در « جبهة » است .
الّذى ابتدع : صفت براى « جلال عزّته » است و منظور از « جلال » در اينجا خداوند است . همچنين ممكن است خبر براى مبتداى محذوف باشد كه در اصل چنين بوده است : « هو الذى ابتدع » .
أرانا : فاعل مستتر در آن به خداوند بازمىگردد و « نا » مفعول اول براى آن است « ما دلّنا » مفعول دوم براى آن است .
أن يقيمها : تأويل به مصدر مىرود و متعلق به « الحاجة » است .
لم يعقد : خبر براى « أنّ من شبّهك » است .
شرح و تفسير
امام عليه السّلام در آغاز خطبه از چهار جمله شرطيه استفاده كرده است كه معناى نزديك با هم و ساختار متفاوت دارند :
1 - ( هو القادر الّذي إذا ارتمت الأوهام لتدرك منقطع قدرته ) هرچه براى شناخت قدرت خداوند شتاب كنند ، ناكام مىمانند .