مرتكب مىشود . درخواست مىكند و اصرار مىورزد . اگر چيزى از او بخواهند بخل مىورزد . به پيمان خيانت مىكند و پيوند خويشاوندى را قطع مىنمايد . پيش از آغاز نبرد در هياهو و امر و نهى بىمانند است تا آنجا كه دستها به سوى قبضه شمشيرها نرود . اما در آغاز نبرد و برهنه شدن شمشيرها ، بزرگترين نيرنگ او اين است كه عورت خويش آشكار كرده ، فرار نمايد .
آگاه باشيد به خدا سوگند كه ياد مرگ مرا از شوخى و كارهاى بيهوده باز مىدارد ؛ ولى عمروعاص را فراموشى آخرت از سخن حق بازداشته است .
با معاويه بيعت نكرد ؛ مگر بدان شرط كه به او پاداش دهد و در برابر ترك دين خويش ، رشوهاى تسليم او كند .
واژهشناسى
الدّعابة : شوخى .
التّلعابة : بازى كردن زياد .
الإلّ : رابطه خويشاوندى .
اعافس : بازى مىكنم .
امارس : تمرين مىكنم .
يلحف : اصرار مىكند . خداوند مىفرمايد :
لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً .
« 1 »
السّبّتة : زشتى .
أتيّة : هديه .
هامش
( 1 ) . « از مردم به اصرار درخواست نمىكنند . » بقره / 2 : 273 .