ستايش كنند ؛ چون به گمان خود مردم را به ساعتى آشنا كردى كه منافعشان را بهدست مىآورند و از ضرر و زيان در امان مىمانند .
اى مردم ، از فراگرفتن علم ستارهشناسى براى پيشگويىهاى دروغين بپرهيزيد ، جز آن مقدار از علم نجوم كه در دريانوردى و صحرانوردى به آن نياز داريد ، چه اينكه ستارهشناسى شما را به غيبگويى و غيبگويى به جادوگرى مىكشاند و ستارهشناس چون غيبگو و غيبگو چون جادوگر و جادوگر چون كافر و كافر در آتش جهنم است . به نام خدا حركت كنيد .
واژهشناسى
حاق به : به آن احاطه يافت .
يوليك الحمد : تو را ستايش مىگويد يا تو را سزاوار به ستايش مىداند .
الكهانة : غيبگويى .
ساختار ادبى
التى من سار : صفت براى « ساعة » است .
أن يوليك : تاويل به مصدر مىرود و مفعول « تبتغى » قرار مىگيرد .
دون : متعلق به محذوف و حال براى ضمير « يوليك » است .
إيّاكم : براى هشدار است و مفعول فعل محذوف است كه « إيّاكم » به جاى آن آمده است ؛ از اينرو ، هميشه حذف مىشود . در اصل چنين بوده است :
« جنّبوا أنفسكم تعلّم النجوم » .