حجيج المارقين : كسى كه با خارجشدگان از دين ، احتجاج كند .
المرتابون : شككنندگان .
الأمثال : كارهاى مانند هم .
ساختار ادبى
أو لم ، أومأ : همزه از نوع استفهام انكارى است .
لما و عظهم : « لام » براى تاكيد آمده است و « ما » اسم موصول و مبتدا است .
أبلغ : خبر است .
شرح و تفسير
بنى اميه ، امام عليه السّلام را به ريختن خون عثمان متهم كردند . امام عليه السّلام به ايشان پاسخ داد : ( أو لم ينه بني أميّة علمها بي عن قرفي ) آنان از كجا اين اتهام را آوردند و ريشه آن كجا بود ؟ آيا دليلى در روش و منش من وجود داشت كه چنين شكى را پديد آورده است ؟ و آيا بنى اميه نسبت به روش و منش من ناآگاه است ؟ آنان به خوبى مىدانند كه پرچمداران پيراهن عثمان و خواهندگان قصاص قاتلانش همان كسانى بودند كه خونش را ريختند و بنى اميه مىداند كه من از اين اتهام مبرّا هستم ؛ ليكن آنان مىخواستند كينه و دشمنى خويش را نسبت به على عليه السّلام نشان دهند ؛ از اين روى اين تهمت را ساختند .
( أ و ما وزع الجّهال سابقتى عن تهمتى ) زندگى امام عليه السّلام سراسر فضايل و كرامات و راستى و امانت است . زندگى ايشان همانند زندگى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود .
پيش از اين ، كافران قريش به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تهمت سحر و دروغ زده بودند .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در پاسخشان گفته بود كه « بگو اگر خدا نمىخواست اين قرآن را بر شما نمىخواندم و شما از آن آگاه نبوديد . من ساليان درازى در بين شما