بهرغم اين باور عرفى ، يافتههاى ما نشان مىدهد همين كه از موضوعات داغى مانند سقطجنين بگذريم ، توافق شگفتانگيزى در ميان والدين وجود دارد . در موضوعات خطيرى كه زندگى روزمره ما را تقويت مىكند و تحت تأثير قرار مىدهد ، مانند سياستهاى شغلى ، سياستهاى مالياتى ، برنامههاى مدارس و . . . . وحدت چشمگيرى در ميان نژادها ، طبقات و زن و مرد وجود دارد . به نظر مىرسد در اين حوزههاى محورى ، والدين كارگر يا كارفرما ، والدين سياهپوست يا سفيدپوست ، مادران وپدران ، همگى دغدغههاى اضطرارى مشتركى دارند و آماده هستند پشت سر يك دستور كار مشترك راهپيمايى كنند .
در بزنگاههاى سرنوشت ساز ، والدين بيش از آنكه نگران موضوعات ايدئولوژيك باشند ، علاقمند به كارهاى عملى هستند و همبستگى قابل توجهى از خود نشان مىدهند . براى مثال ، والدين طبقه متوسط به جاى آنكه براى افراد كم درآمدتر از خود كارشكنى كنند ، مايل به يارى آنها هستند . بر طبق پژوهش ما ، بيش از 81 درصد از مادران و پدران آمادگى دارند مدافع سياستهايى باشند كه سبب افزايش دستمزدها به گونهاى شود كه والدين شاغل تمام وقت قادر به كسب درآمدى بالاى خط فقر باشند . در آمريكاى سودازده امروزى ، اين يك يافته تكان دهنده و حتى افراطى است .
با توجه به اين ديدگاه مشترك ، نقاط اصلى فشار در زندگى والدين چه چيزهايى است ؟ و آنها فكر مىكنند چه نوع حمايتى بيش از همه به آنها كمك خواهد كرد تا بهتر به فرزندان خود برسند ؟ ما به اين نتيجه رسيديم كه در تمام اين كشور ، دغدغه اصلى و رو به تشديد والدين پيرامون معضل
جنگ عليه والدين ( فارسى ) — صفحة 243
مساهمون: سيلويا آن هيولت
ص٢٤٣