فريدان ، « 1 » بخش مهمى از افكار فمينيستى ، نقشهاى خانوادگى زنان را ذاتاً ظالمانه به شمار آورد . دستكم براى برخى فمينيستهاى مدرن ، جاده منتهى به آزادى ، رابطهاى تنگاتنگ با وظيفه فاصله گرفتن از مردان و حتى از كودكان و بنا كردن وجودى خودمختار دارد . اكنون چگونه از اين زنان مىتوان انتظار داشت تغيير جهت دهند و در پروژ ايجاد شكل جديد و بهترى از تعامل درون خانوادگى با مردان همصدا شوند ؟
اين پرسشها موانع بنيادينى را تشكيل مىدهند كه چپگرايان را حتى از گوش فرادادن به سخنان وفاداران به پيمان باز مىدارد ، چه رسد به آنكه زمينه مشتركى با آنان ايجاد كنند . اين امر جاى تأسف بسيار دارد ، زيرا اگر علاقمند به ارتقاى ذخاير توانمنديهاى والدگرى در كشور هستيم ، جاى تعامل بسيار با چنين جنبشهايى وجود دارد . بهرغم تلاشهاى فمينيسم ، مادران مجرد در حال تكاپوى كمرشكنى هستند ؛ خانوادههاى زن سرپرست فقيرتر از خانوادههاى دو سرپرست و بيش از آنها آماج خشونت هستند و كودكان اين خانوادهها به شكلهاى گوناگون در معرض خطر قرار دارند . حتى اگر يك مادر ، هويت مستحكم و مستقلى براى خود ايجاد كرده باشد ، هنگامى كه داراى رابطهاى پايدار و مهرآميز با پدر فرزند خود باشد ، وضعيت بهترى خواهد داشت .
بنابراين ، تلاش براى ايجاد شمار بيشترى از اين روابط پايدار و مهرآميز ، عاقلانه به نظر مىرسد . براى اين كار ، ممكن است لازم باشد براى جنبههايى
هامش
( 1 )- Betty Friedanنويسنده و فعال فمينيست آمريكايى ( 2006 - 1921 )