اما از نظر ليبرالها ، نكته مورد منازعه درباره جنبش وفاداران به پيمان حاشيه فرهنگى آن است . اصولًا يك گروه چپگراى تأثيرگذار ، مخالف هرگونه ايدهاى است كه ريشه در شور مذهبى داشته باشد و مخالف هر نظام اعتقادى است كه وفادارى خانوادگى را بيش و پيش از حقوق و آزاديهاى فردى مورد تأكيد قرار دهد . » « 1 »
فمينيستها ممكن است ، بنا به دلايل قابل دركى ، در گرايشهاى خود به شدت سكولار باشند . در نتيجه ، براى جماعت مترقى بسيار دشوار است باور كنند خداوند مىتواند مهربان باشد ، چه رسد به آنكه او را نيرويى الهامبخش در زندگى مردان و زنان به شمار آورند . اصولًا فمينستها علاقهاى به آن ندارند كه بيينند مردان در انديشهها و در روابطشان « خداگونهتر » شدهاند . « 2 »
همچنين براى فمينستها دشوار است كه از مفاهيم حقوق فردى به مفاهيم همبستگى خانوادگى تغيير موضع دهند . فمينيسم بر حقوق برابر و بر فرصتهاى برابر تأكيد مىكند و بنابراين به آسانى مىتوان فهميد چگونه فردى كه بر به دست آوردن برابرى تاكيد دارد ، ممكن است نقشهاى همسرى و مادرى را به جاى آن كه بخشى از راهحل بداند ، بخشى از مشكل تلقى كند . پس از آغاز دهه 1960 و انتشار كتاب راز و رمز زنانگى ، « 3 » اثر بتى
هامش
( 1 )- Jane Flax ,"The Family in Contemporary Feminist Thought : A Critical Review ,"in The Family in Political Thought , ed . Jean Bethke Elshtain ( Amherst : University of Massachusetts Press , 1982 ) .( 2 )- Don S . Browning , Bonnie J . Miller - McLemore , Pamela D . Couture , K . Brynolf , and Robert M . Franklin , From Culture Wars to Common Ground ( Louisville , Ky . : Westminster John Knox Press , 1997 ) , pp . 157 - 90 .( 3 )- The Feminine Mistique