تضعيف قرار مىگيرند كه مايه شگفتى است و در اين راه رسانههاى فراگير ما در خط مقدم حمله قرار دارند . رسانهها ، در شرايطى كه مقررات اثرگذارى وجود ندارد صرفاً به دنبال سيگنالهاى بازار هستند و آن چيزى را پخش مىكنند كه فروش بيشترى داشته باشد ، هر آنچه كه سود را به بالاترين اندازه برساند . « 1 » صنعت سرگرمى ، ارزشهاى حاكم عصر ما را انعكاس مىدهد و به آنها تغيير جهت مىدهد . به اين ترتيب هنگامى كه هاليوود هذيانهاى روانى ، فردگرايى خودپرستانه و لذتجويى سودازده را ترويج مىكند ، در خدمت تعميق جريانات والدستيز فرهنگ ما قرار دارد و كار والدين را بسيار دشوارتر مىسازد .
ما تا به حال درباره دشمنى عليه والدين سخن گفتهايم . اما همين دشمنى اهميت خاصى به نقش والدين اعطا مىكند . آخر ، حتى ديوانهها و ديوها نيز بايد به شيوه اى ، به شكلى يا به نوعى به حساب بيايند . اما وقتى نوبت به پدران مىرسد ، جنگهاى فرهنگى با شكست روبهرو مىشوند زيرا شمار بسيارى از مردان اصولًا از صحنه روزگار محو مىشوند . مردان و پدران اصولًا در ميدان نيستند . همانگونه كه خواهيم ديد ، بخش مهمى از محصولات رسانهاى مردان را به عنوان چيزى كاملًا بىمصرف و بىربط در زندگى آمريكايى مدرن به تصوير مىكشند .
هامش
( 1 )- Thurow , The Future of Capitalism , p . 85 .