تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندان و تبعيد در اسلام (السجن والنفي في مصادر التشريع الإسلامي) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
خدا نابود خواهى شد و هم من ترا به بدترين نوع ، عزل خواهم كرد و از اين سقوط ، تو را به خدا پناه مىدهم . ( پس روز جمعه او را از زندان بيرون بياور و سى و پنج تازيانه بزن و در بازار او را بگردان . هركس عليه او ادّعايى كرد ، او و شاهد را سوگند بده [ اگر سوگند خوردند ] ، حق وى را بگير و به او بازگردان . سپس با خفّت و خوارى او را به زندان بينداز . « 1 » مؤيد اين روايات ، رواياتى است كه دلالت مىكند غاصب و مديونى كه اعسارش ثابت نشده و كسى كه اداى دين خود را پشت گوش مىاندازد ، زندانى مىشوند ازاين‌رو شايد حبس به اين جهات يا جهات ديگرى باشد كه ما نمىدانيم . « 2 »

2 . اطلاعات و خبردادن به خائن

كسى كه اطلاعات و خبر به كارگزار خائن مىدهد ، زندانى مىشود . شايد منشأ اين حكم جمله‌اى باشد كه در ذيل نامهء على عليه السّلام به رفاعه ، قاضى اهواز ، در مورد خيانت ابن هرمه آمده است : « نگذار هيچ‌كس در زندان با او ملاقات كند و به او راهكار ياد بدهد و به آزاديش اميدوار سازد . اگر فهميدى كسى به او چيزى ياد داده كه به زيان مسلمانى است ، با تازيانه او را تأديب كن و به زندان بينداز تا توبه كند » . در سند اين روايت بحث است . « 3 »
هامش
( 1 ) - دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 532 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 17 ، ص 402 ؛ نهج السعادة ، ج 4 ، ص 34 . ( 2 ) - موارد السجن ، ص 367 . ( 3 ) - دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 532 .
زندان و تبعيد در اسلام (السجن والنفي في مصادر التشريع الإسلامي) — صفحة 87 | الشيخ نجم الدين الطبسي / مصطفى شفيعى / سيد محمدرضا حسينى